ناصر الدين شاه قاجار

55

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى )

چهارصد و پنجاه خانوار ، محلهء علما و سادات پنجاه خانوار ، محلهء درب ممزّق پانصد خانوار ، محلهء شنات سيصد خانوار « * » ، چشم مهديخان و اكبرى را امشب بسته بعد [ ا ] ز شام آورد خيلى صحبت كرد مهديخان ، زياد خنديديم ، اين امام چهار يك دندان زنش شاهزاده است از اولاد دارا ، گفتند مادرش هم شاهزاده است از اولاد دارا . روز سه‌شنبه 22 شعبان : امروز بايد برويم صاين قلعه « * * » ، راه دو فرسنگ و نيم است ، سه فرسنگ نمىشود ، ديشب كه خوابيدم هوا بطورى [ 28 ] سرد بود مثل چله زمستان ، صبح هم كه برخاستيم هوا خيلى سردتر بود از زمستان هم سردتر بود . حاجى حيدر آمد اندرون ريش تراشيد ، بعد رخت پوشيديم ، عزيز السلطان جلو رفته بود آمديم بيرون ، امين السلطان را ديدم خودش را پيچيده ايستاده است مىگفت احوالم بهتر است ، گفتم برو توى كالسكه شيشه‌هاى كالسكه را هم بالا بكش ، خودمان هم توى كالسكه نشستيم قدرى كه رانديم كالسكه توى رودخانه ايستاد ، محمد حسين خان ميراخور اصطبل توپخانه شلوار كرنائى « 49 » پسر عندليب الدوله كه جلوتر از ما مدتى است آمده است اينجا چون بعضى اسبهاى توپخانه در ابهر هستند ، پنجاه رأس اسب تازه خريده بود آورده بود سان داد ، خودش هم كاغذ دست گرفته بود ايستاده بود اسم اسبها و رنگشان و قيمت‌شان را مىخواند در حقيقت همه اسبها خوب بودند ، جاهل و قوى و خوب بودند ، به امين السلطان گفتم آدم بگذارد اسبها را داغ كنند و خودمان رانديم از راهى كه ديروز آمده بوديم رانديم ، افتاديم به جعده هوا صاف و آفتاب بود اما باد خيلى سردى مىآمد كه مىخواستيم سوار بشويم سواره قدرى گردش كنيم ممكن نبود از كالسكه بيرون بيائيم به قدر يك ساعت باد مىآمد بعد كم‌كم باد ايستاد و هوا آرام شد ، همين‌طور رانديم . اول رسيديم به خرم دره كه ده بزرگى است و خانوار زياد و باغات زياد دارد آب اين ده هم از رودخانه خررود است كه مىرود تا سياه‌دهن ، اول خالصه بود حالا حاجب الدوله خريده است ، ملك او است بعد از خرم‌دره هيدج است كه سردار بيك پستچى خريده است ، آن هم ده بزرگى است ، محاذى هيدج دهى است كه ميرشكار خريده است . طرف دست راست قلعه كوچكى هم ساخته اسمش را حسين‌آباد گذاشته است ، به هيدج نرسيده سوار اسب شديم ، با حاكم خمسه و سايرين صحبت‌كنان مىرانديم ، مظفر الدوله يك برادرى دارد اسمش رضا قلى خان

--> ( * ) . محله شنات سيصد خانوار ، دوبار تكرار شده . ( * * ) . اصل : ساين قلعه ( 49 ) . كرنائى : طايفه‌اى از كردهاى ساكن طرهان ( لغت‌نامهء دهخدا از جغرافياى سياسى كيهان ص 65 ) .