ناصر الدين شاه قاجار

54

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى )

گفتم برو ، او رفت و ما رانديم ، راه از منزل ديروز تا ابهر دو فرسنگ سنگين است . نزديك ابهر علما و امام جمعه ابهر آمده بودند . سر راه كالسكه را نگاه داشتيم ، آنها را ديدم ، صحبت كرديم ، اسم امام جمعه ميرزا ابو الفتوح است ، آن دفعه هم كه آمديم فرنگ دوم رفتيم او را ديدم اين دفعه پيرتر شده است ، دهنش را كه باز مىكرد ، دندانهاى زرد دراز داشت چهار تا يكى ، چهار تا دندانش ريخته بود يكى داشت ، اما مرد خوش صحبتى بود ، مىخنديد ، اسم يك آخوند ديگر ميرزا عطوف مجتهد است . آخوندهاى ديگر هم بودند آنها را كه ديديم رانديم ، اردو را برده‌اند طرف دست چپ روبروى ده توى درختها زده‌اند اگر باران نبود سوار اسب مىشديم ، از ميان‌بر مىرفتيم منزل ، راه كالسكه را اين‌طور ساخته بودند كه آدم بايد نيم فرسنگ برود رو به منزل فردا ، بعد مىپيچد طرف دست چپ و برمىگردد مىرود منزل . راهش خيلى بد بود ، گل زياد داشت ، بنه هم جلو را گرفته بود با هزار معركه رانديم رسيديم به منزل انيس الدوله و فخر الدوله اينها رسيده بودند ، امين اقدس هم عقب سر ما بلافاصله رسيد عزيز السلطان هم رسيد ، چهار ساعت از دسته رفته بود كه وارد شديم ، نهار را هم منزل خورديم ، چادر ما را جاى خوبى توى چمن زده‌اند ، بعد از نهار هرچه فرستادم عقب امين السلطان كه بيا كار دارم نوبه كرده بود نتوانست بيايد بعد جا انداختند خوابيدم ، يك ساعت خوابم برد باز هم كه بيدار شدم همين‌طور باران مىآمد ، اين باران در حقيقت زمين و دهات و حاصل و غيره بلوكات خمسه و قزوين را زنده كرد خيلى نافع است و خوب باريد ، مجد الدوله هم امروز رفت به سجاس « 48 » سه شب خواهد ماند . يك ساعت و نيم به غروب مانده باران ايستاد ، امروز يك زنى از اهل سجاس كه نه پير بود نه جوان ، زن رعيت قجاقى بود آمده بوده است دور سراپرده مىگشته است ، رفته بوده است خانهء امين اقدس ، مىگفته است دختر من اينجا است ، آخر امين اقدس فهميده بود كه دختر اين زن پيش زرين‌تاج است ، اين دختره را پارسال آورده بودند به زرين‌تاج سى تومان فروخته بودند ، از قضا زرين‌تاج اين سفر دختره را آورده است . مادره آمد دخترش را شناخت ، بيچاره پاهاش برهنه بود ، من ديدم اگر دخترش را ندهيم بد است مأيوس مىشود ، پنجاه تومان دادم به زرين‌تاج ، دختره را خريدم دادم به مادرش ، خيلى ذوق كرد ، دعا كرد ، دخترش را برداشت برد . اين ده ابهر چند محله است كه اسامى آنها و جمعيت آنها ازين قرار است : محلهء خلج آباد و نسقچى

--> ( 48 ) . سجاس قصبه‌اى است جزء دهستان سجاس رود بخش قيدار شهرستان زنجان « لغت‌نامهء دهخدا از فرهنگ جغرافيائى ايران جلد 2 ) ص 52 .