ناصر الدين شاه قاجار
28
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى )
شد ، حاجى سرور آنها را پياده كرده تپاند توى باغ ، خان نايب هم بعضى كاغذها از نايب السلطنه داشت ، همينطور ايستاده يكطورى آنها را خوانده جواب داديم بعد آمديم توى باغ سوار اسب شديم آقا داود هم سوار اسب شد آمد جلو ما قدرى سواره توى باغ گردش كرديم ، كالسكه كوچك را هم كه با دست مىكشند آورده بودند ، حرم تمام آمده بودند سواى انيس الدوله ، امين اقدس [ و ] چند نفرى ديگر باقى ديگر همه بودند بچههاى ما بودند ، عفت السلطنه والده ظل السلطان ، والدهء نايب السلطنه ، فروغ الدوله ، افسر الدوله ، شكوه السلطنه ، تمام بودند . عزيز السلطان هم با آقا عبد اللّه و آقا بشارت سوار اسب بودند ، متصل توى باغ گردش مىكرده اسب مىدواندند . خيلى گردش كرديم تا شيرخانه رفتيم با ببر ديوانه سربهسر گذارديم حمله آورد ، زنها ترسيدند ، خنديديم ، در حقيقت اين سوارى و آمدن حرمها امروز عوض آمدنها به فرنگستان است . دو ساعت به غروب مانده سوار شده آمديم شهر ، يكسر رفتيم اطاق آبدارخانه آنجا نشستيم ، كاغذ زيادى از وزير خارجه جمع شده بود . امين خلوت آمد ، نشست ، تمام كاغذها را با امين خلوت خوانديم ، جواب نوشتيم ، امين السلطنه هم برات زيادى داشت ، آورد ، تمام را صح گذارديم ، اين كارها تا نيمساعت از شب گذشته طول كشيد ، آنوقت برخاسته از اطاق آمديم بيرون ، ماه را به روى خط و شمايل جناب امير مؤمنان ( ع ) ديده رفتيم اطاق برليان ، شام را زنانه در اطاق برليان خورديم اين روزها تمام صحبت فرنگستان است ، توى زنهاى اندرون و بيرون ، مردها ، همهمه « 22 » غريبى است ، هركسى چيزى مىگويد ، وقتى كه وارد اندرون شدم گفتند صبح توى اين قالمقال كه حرم مىآمدند دوشانتپه ملكه كنيز تركمانى « 23 » داشته است كه تازه او را خريده بوده و او را اذيت مىكرده چند روز پيش هم خودش را از بالاخانههاى اندرون كه پنج ذرع راه است پرت كرده پايش شكسته بوده است امروز بيك طورى توى اين شلوغى « 24 » به خيال اينكه مىخواهيم برويم دوشانتپه چادر كرده فرار مىكند ، به حاجى سرور خان تأكيد كرديم كه او را پيدا كند ، فرستاد او را پيدا كرده آوردند ، حضرت عبد العظيم بوده است ، خانمش مىگفت يك سر غليان مرا هم دزديده است ، قالمقال بود ، حاجى سرور خان رفت سر غليان را از توى اطاق آورد ، معلوم شد كنيز ندزديده است سى تومان دادم كنيز را خريده آزادش كردم .
--> ( 22 ) . اصل : همهمه ( 23 ) . اصل : كنيز تركمانى داشته است ملكه ( 24 ) . اصل : شلوقى