ناصر الدين شاه قاجار

27

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى )

لاله‌زار كه شديم ديديم اينجا پر است از زن به قدر سه هزار زن جمع شده بودند دور ما را گرفته بودند ، زن خوشگل بود پير بود گدا بود ، دختر بود ، همه جورى بودند ، دخترهاى خوشگل آمده بودند كه ما ببينيم به‌پسنديم ، نگذاشتند ، امين السلطان هم خجالت مىكشيد و سرش پائين بود . . . . . . . . . . . . . . . « 19 » از عقب‌ها هم دايره مىزدند و مىخواندند و كيل مىزدند همينطور ما را آوردند تا در پائين از آنجا سوار شده آمديم منزل ، عزيز السلطان ، امين اقدس هم امروز رفته بودند علىآباد ده امين اقدس . عمه شورينى « 20 » دختر فتحعليشاه مادر حسام الملك كه جنبه درويشى و عرفان داشت اغلب هم به كربلا مىرفت اين اوقات كه به عتبات رفته بود خبر آوردند كه در سن هفتاد و چهارسالگى مرده است . روز 4 شنبه 2 شهر شعبان : امروز صبح سوار شديم صبح زود از خواب برخاسته رخت پوشيده از در اندرون سوار شده رانديم از درب دروازه دوشان‌تپه سوار اسب شديم توى صحرا سوارهاى خمسه‌اى به سركردگى ذوالفقار خان « 21 » كه بايد به استرآباد بروند ايستاده بودند سوارهاى اوصانلو ، قراچورلو ابواب جمعى امين السلطان كه بايد در شاهرود بسطام حاضر شده اردو بزنند ايستاده بودند ، امين السلطان ، نايب السلطنه هم بودند ، سوارها را ديديم مدتى طول كشيد ، سوارهاى منظم خوش لباس خوبى بودند ، بعد سوار كالسكه شده رانديم براى دوشان تپه ، يكسر رفتيم عمارت بالاى كوه ، اغلب پيشخدمتها بودند ، ميرزا محمد خان هم بود ، دو روز ديگر ميرزا محمد خان مىرود به قزوين براى حاضر كردن سوار ، نهار خورديم بعد از نهار آمديم توى ايوان آفتاب رو نشسته . امين السلطان هم آمد نشست كاغذ و پاكت و تلگراف زيادى بود ، بقدرى خواند و نوشت كه خسته شديم ، حرم هم امروز بعد از نهار تماما مىآيند دوشان تپه ، عزيز السلطان جلو آمد [ 8 ] ، آمد پيش ما ، امين السلطان هم كاغذهايش كه تمام شد رفت شهر كه ايلچى انگليس را ملاقات نمايد ، سر حرم هم از توى دروازه پيدا شد ، تماشاى غريبى داشت ، به قدر هفتاد كالسكه پشت سر هم افتاده بود ، حاجى سرور خان جلو بود ، ساير خواجه‌ها . غلام‌بچه‌ها اينطرف و آنطرف كالسكه‌ها بودند ، معركه بود ، از بالا آنها را تماشا مىكرديم ، عزيز السلطان هم پيش ما بود ، حرم وارد

--> ( 19 ) . چند كلمه خلاف ادب حذف گرديد . از اين پس نقطه‌چينهايى اين‌چنين صرفا به همين دليل آمده است . ( 20 ) . ( ؟ ) ( 21 ) . اصل : ذوالفغار