ناصر الدين شاه قاجار
فهرست 14
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى )
درخور توجه است : در راه پطرزبورگ به ورشو : ديروز عصرى در راهآهن غروب آفتاب تماشاى بسيار بسيار خوبى داد ، چنان سرخرنگ و باتماشا غروب كرد كه به عقل نمىآيد و همچنين . . . . ( ص 108 پاراگراف چهارم ) در بادنباد بعد از شرح صفاى راههاى به قول خودش مثل بهشت مىنويسد : خلاصه همينطور رفتم ، خلوت هم بود ، احدى آمد و شد نمىكرد ، مثل جاى پريان و جنيان بود ، تا رسيديم به يك چشمهء بسيار خوبى كه آنجا حوضچه كوچكى از سنگ ساختهاند ، آب سرد باريكى از بالاى لوله توى حوضچه مىريزد ، آنجا پياده شدم . اين صداى آب نازك و اطراف همهء گلهاى رنگبهرنگ و جنگل و تمام زمين چمن گل ، آواز مرغهاى بسيار خوشالحان يك عالم روحانى غريبى بود ، سرم را توى حوض كرده چند چيالك با قند خوردم ( ص 133 ) رانديم ، رسيديم به شهر كوچك ساورن . . . . آنقدر باصفا بود اين راهها كه در هيچ جا نديده بودم ، رودخانههاى كوچك ، چمنها ، گلها ، همه زراعت آبادى زياد با تپههاى بلند جنگلى مملو از درخت . . . . جميع كنار رودخانهها و جنگلها و خيابانها از درخت اقاقياى سفيد بود كه مملو از گل بود ( ص 149 پاراگراف سوم ) در فرانسه هنگام بازديد از سنت ژرمن . . . . آنجا كه شخص مىرسد عالمى مىبيند ماوراى اين عالم ، يك چشمانداز غريبى دارد كه در هيچ نقطه و هيچ مكانى ديده نشده و نخواهد شد . . . . همهء دنيا سبز و آباد ، منظر غريبى دارد . ناپلئون سوم خيلى اينجا آمده ، شبها مىمانده ، عيشها مىكرده است ، ( ص 189