قهرمان ميرزا عين السلطنه
7690
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
خوب ندهيد . قم را محض احترام آقا شيخ عبد الكريم معاف كردند . از ساير شهرها گرفتند ، اما با يك ملاحظاتى و معافياتى كه چندان به مردم سختگيرى نشد ( عين سياست ) . كلك در تاريخ تولد ليكن در ضمن مأمورين احصائيه و سجل احوال براى آنكه تاريخ را پسوپيش بگذارند با مأمورين نظام اجبارى يا وظيفه منافع و مداخل هنگفتى كردند كه به عقل راست نمىآيد كه از پسر فلان متمول يا حاجى فلان ده اينها چقدر پول گرفتند ، يا مأمور نظاموظيفه و دكتر نظاموظيفه چه پولها ، چه قالى ، قاليچهها به طوع و رغبت گرفتند . بعدها تا درجهاى جلوگيرى شد و رشوهگيرهائى [ را ] كه معلوم شد مجازات دادند . ليكن باز آنها مشغول هستند و مردم هم به هر شكل باشد پول مىدهند كه سن پسرشان را زياد [ كنند ] يا به يكجهتى داخل نظام نشوند . بعد از تبريز هم با يك زبردستى و تبعيد مخالفين و تنبيه خيليها قانون نظاموظيفه مجرى شد . فقط شهر قم معاف ماند . مردم شهرها هنوز همگى داراى سجل احوال نيستند و نمىرفتند بگيرند . در دهات هم آنقدر مأمور نداشتند و غالب دهات هنوز يك نفر سجل نگرفته ، عدهء مشمولين بطور صحت معلوم نيست . اين بود كه در شهرها ارائهء سجل را براى هر كارى اجبارى كردند از قبيل تظلم عدليه ، مسافرت و غيره . با اين حال ثلث مردم طهران هنوز سجل نگرفتهاند . از صد نفر مردم ايران هم پنج نفر تاريخ تولد خود را نمىدانند ، جز آنكه حدس و تخمين بزنند ، يا از روى يك واقعاتى مثل سلطنت شاهى ، زلزلهاى و قحطى و وبائى ، مرگ پادشاهى ميزان عمر آن پسر يا دختر را به دست بدهند . مثلا پسر من در وبائى دوم سه ساله بود ، يا ناصر الدين شاه شهيد شد شير مىخورد و قس عليهذا . مأمورين نادان سجل احوال مكرر بر مكرر ديده شده است كه تولد پسر و پدر و دختر را كه تفاوت كلى داشته در يك سنه نوشتهاند . مأمورين نظاموظيفه تكليفشان بود كه از روى ثبت سجلات سرباز بگيرند . يك روز درب خانهء شعاع الدين ميرزا خيابان اميريه ( پهلوى حالا ) ايستاده بوديم يك دسته از مشمولين نظام را مىبردند . يك نفر ريشسفيد از ميان صف جدا شده جلوى ماها آمد دست را به ريش خود گرفته گفت آقايان من بيست و يك سالهام . مفاسد سرباز بازگشته ما فقط يك مقصود انگليسهاى مزور را در مورد اين قانون درك كردهايم كه آن روى اصل فقر و فلاكت مملكت باشد . از باقى آن كسى سر در نبرده . مملكتى كه آنقدر بيكار