قهرمان ميرزا عين السلطنه
7691
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
دارد و ممكن است دويست هزار داوطلب براى نظام گرفت تمام جوانهاى كارگر ، زارع را مىبرند توى سربازخانهها از صبح تا غروب يكدو كنند . بيكاره ، بىدين ، بىعاطفه ، پس از دو سال به سمت دهات خود مراجعت [ مىكنند ] . ديگر رعيتى از آنها ساخته نيست . بعلاوه بعضى سوقاتها از امراض مختلفه همراه مىآورند كه باعث ويرانى آن آبادى مىشود . عدهء آنها هم كه در يك قريه با يك اخلاق زياد شد مفاسد ديگر برخاسته مىشود . مثل اينكه امسال در جورقان عدهء آنها زياد بود جمع شده مالكها را كتك زده از ده خارج كردند . سربازگيرى در شهرها ماه آبان شروع به گرفتن نظاموظيفه مىشود . در طهران تكيهء دولت ، در قزوين مسجد شاه ، در همدان مقبرهء بو على مركز سربازگيرى است . در دهات براى آنكه اعضاى مأمور كم دارند هر وقت بتوانند . بعد از عيد به كبودراهنگ آمده مشمولين چهار بلوك را گرفتند . از كوريجان سواى معافى هجده نفر بردند ( چون نصف رعيت سجل داشت تتمه ندارند . ) پول فرستادن اوليا براى سربازها هشت گاو باز شد و من هشت نفر ديگر را گاو دادم ، به جاى آنها شش نفر مدت نظامشان سپرى شده آمده بودند با هزار ماجرا چهار گاو هم به آنها داديم و زيردست رعيتهاى زبردست گذاشتم تا بلكه مجددا رعيتى كنند . آنها كه مىروند سر و خانه [ شمار ] نمىگيريم . آنها كه مىآيند هم ميل ندارند نقدى مالك را بدهند ( خود اين كارها براى مالك مبلغى تمام مىشود ) . پدران آنها هنگام رفتن پسرانشان مبلغى پول به آنها دادند ، توشه راه دادند ، با شنگ و شيون مشايعت كردند و متصل از مراكز خود به پدر و مادر خود مىنويسند براى ما پول روانه كنيد ما از گرسنگى تلف مىشويم . پدر و مادر كه طاقت نمىآورد اگر دارد روانه مىكند . ندارد فرش ، ظرف ، گاو ، گوساله ، گوسفند [ خود را ] به فروش رسانيده براى پسرش روانه مىكند . حرف كربلائى عبدل - آش گل گيوه كربلائى عبدل جوقباشى كوريجان قسم خورد سه ماه است پسرم رفته بيست و پنج تومان پول فرستادهام . يك رعيتزاده كه روزى چهار مرتبه سواى تنقلات غذا مىخورده چطور با روزى هفت سير نان و يك خورشى كه نام آن را « آش گلگيوه » گذاشتهاند