قهرمان ميرزا عين السلطنه

7689

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مردم مىگفت من براى فناى اين آدم ( رئيس الوزراء ) ظالم قهار كمك به اجراى اين قانون مىكنم كه همهء ملت ايران با او طرف شده و همهء زنها به او نفرين كنند . مدرس ، ديروز و امروز بعد از قضاياى جمهورى ايران ، مدرس را پشت مسجد سپهسالار كه براى كشتن او جمعى فرستاده بودند و اتفاقا مجروح شد نه مقتول هنگامه‌اى برخاست . تمام مردم طهران در مريضخانه عيادت كردند . وكلاى اصفهان در مجلس پروتست كردند ، چه و چه داستانى . شهر اصفهان عزا گرفت و تلگرافات كرد . شاه مازندران بود تلگراف احوال‌پرسى كرد . جواب داد « تا حال كه زنده‌ام » . بعدها همين آدم را كه در حقيقت مردم او را مىپرستيدند شب آقاى محمد خان در گاهى رئيس نظميه دستگير و تبعيد به گناباد كرد . از يك نفر اهالى طهران و اصفهان و ساير شهرها صدا درنيامد كه مسجود و معبود ما را كجا برديد و چه بر سرش آورديد . ايرانى مقلد و مرعوب غلبه است . دشمن بدخواه كل عاجز و مسكين * عاجز و مسكين كل دشمن و بدخواه تاكنون هم معلوم نيست مدرس كجا هست ، زنده است يا مرده . در طهران و اصفهان و ساير شهرها . كان لم يكن ، هيچ اسمى از او نيست . نفرينهائى كه براى ديگرى فرض كرده بود دامن‌گير خودش شد . محل تحصيل مدرس من وقتى كه با روشنك زن حاج عز الممالك شيراز مىرفتم به مدرسهء مهدعليا گردش رفتم . با چند طلبه مشغول صحبت شدم . يكى از آنها بالاخانه‌اى را به من نشان داد . گفت مدرس كه اصفهان آمد اينجا منزل كرد . اولا تا دو فرسنگى شهر تمام مردم شهر استقبال كردند . چه قربانيها ، چه احترامات و با چه جلال و جبروتى او را وارد كردند . روزى دو سه هزار نفر از او ديدن مىكرد [ ند ] . بعد همين اطاق را از دست من گرفت به يك دوست خودش داد . ما مردم ايران همين اخلاق را داريم ، خواه شاه باشيم خواه گدا . مستثنيات نظام اجبارى در اين قانون مستثنياتى بود از قبيل كفيل ، قيم ، كور ، شل ، عاجز ، محصل ، ديپلمهء مدارس عالى ، محصلين علوم شرعيه و غيره و غيره كه در قانون مصرّح است . تبريزيها بلوا كردند كه ما هميشه سرباز مىداديم و عمدهء قشون جنگى ايران از آذربايجان بود . حالا هم قشون مىدهيم اما نه بچه‌هاى خوشگل خود را . به آنها جواب دادند بسيار