قهرمان ميرزا عين السلطنه
7667
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
مرحوم شاهزاده از آنها صاحب اولاد زيادى نشد و به همه جهت چهار اولاد از آنها پيدا شد . دوتا در طفوليت مرحوم [ شدند ] . نوشيروان ميرزا و جانجان [ در حياتاند ] كه انشاء اللّه هميشه زنده باشند و باقى . خصايل عز الدوله مرحوم شاهزاده داراى فضائل و كمالات بسيارى بود . عربيت و ادبيت او كامل بود . به شعر و تاريخ بسيار مايل بود ، در حقيقت متخصص آن شده بود . اقلا چندين هزار شعر از برداشت . خط بسيار خوش مىنوشت . تحريرات آن مرحوم بسيار برجسته و عالى است . منشى و نويسندهء قابلى بود . در موجزنويسى بسيار ماهر بود كه اگر رقعهء او را هرقدر مىخواستند مختصر كنند ، از آن بهتر كه نوشته بود ممكن نمىشد . نقاشى و علم مناظر و مرايا را خوب مىدانست . بعلاوهء آن معلومات قديم زبان فرانسه و انگليسى را كاملا فراگرفته بود . علومات و تواريخ جديد را خوب مىدانست . اقلا دو هزار كتاب فرانسه و انگليسى از تاريخ و ترجمهء كتب يونانى و غيره و غيره در كتابخانهء خود داشت كه همهء آنها را خوانده بود ، در آن عهدى كه عدد اين قبيل مردم كه آگاه به علوم جديد باشند شايد به پنجاه نفر نمىرسيد . امور داخلى تا آخر عمر كارهاى خودش را خودش رسيدگى مىكرد ، حتى سياههء يوميهء نان و گوشت خانه را . در امورات بيرون چنانچه در اندرون دقت داشت نداشت . خدا عمر بدهد به حاج افخم الدوله كه او بيرون او را و كار املاك و عايدات او را منظم مىداشت با رضايت مرحوم شاهزاده ، و الّا اين نوكرها و اين مباشرها و اين عدليه با آن انزوا و عدم بصيرت مرحوم شاهزاده به وضعيت و قوانين جديد هرچه داشت از بين برده بودند . من
--> - دوم : نگار السلطنه دختر نگار خانم دختر عباس ميرزا نايب السلطنه ( كه قبلا زن صارم الدوله قراگزلو بود ) كه مدت كوتاهى در حبالهء عقد او بود . سوم : شهربانو خانم از اهالى تجريش ( بطور صيغه ) مادر نوشيروان ميرزا . چهارم : مهرانگيز خانم از اهالى نياوران ( بطور صيغه ) . پنجم : شوكت خانم از اهالى زنجان ( بطور صيغه ) مادر جانجان خانم . ششم : گوهر خانم تهرانى ( بطور صيغه ) طلاق گرفت . هفتم : زبور خانم الموتى ( بطور صيغه ) طلاق گرفت . هشتم : ليلا خانم كوريجانى ( بطور صيغه ) . ( مسعود سالور )