قهرمان ميرزا عين السلطنه
7668
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
هم كه الموت و دهات قزوين را اداره كرده بودم تا طهران رفتم و شريك زحمات حاجى آقا شدم . اموال پدرى آقاى عماد السلطنه در ماليه بود و با اخلاق شاهزاده انس نگرفته بود . نوشيروان هم كه بچه [ بود ] و حالا هم بچه است . اينجا بايد حقيقت را بگويم اگر مال خودش را به ما صلح نكرده بود ما دو نفر هم ناچار براى تأمين آتيهء خود بسى كارها ممكن بود بكنيم كه آن صلح باعث اين شد كه بر خلاف آن عمل كنيم و با جديت تمام حفظ ملك و منافع را بنمائيم ، چنانچه همينطور هم شد . پدر من صاحب مكنتتر از عين الدوله ، سپهسالار « 1 » ، سعد الدوله و خيليها نبود كه به واسطهء نداشتن پسرهاى عاقل همگى تباه شدند ، حتى سپهسالار با مليونها مكنت از ندارى خود را انتحار كرد و هنوز هم اولاد او با هم سازش نكرده [ اند ] و تمام مايملك او به دست دولت خراب و ويران [ شد و ] بچههايش گرسنه هستند . ما پدر خودمان را با عزت و شوكت بدون آنكه يك شاهى مقروض شده باشد يا ملكش گرو باشد تا دم مردن نگاه داشتيم . به فضل خدا امروز آن مال به ما رسيده . خدا خودش ما را هم به فضل و كرم خودش حفظ [ كند ] و آنچه به ما داده از حوادث و آفات و شرّ رفعت السلطان و عدليه مصون و محفوظ دارد كه به خود ما و اولاد ما وصلت بدهد . آمين يا رب العالمين . علم معاش پدرم پدرم در علم معاش ماهر بود ، صرفهجو بود . بالاتر از همه هوسرانى نداشت . به تجمل و لوكس اعتقاد نداشت . متلف مال خود نبود . عمارت بسازد ، درشكه و كالسكهء زياد ، اسب روسى نگاه دارد ، خير خير . هيچ از اين قبيل امور را طالب نبود . هيچوقت از عمرش استقراض نكرد . دو سال قبل از فوتش كه براى حقوق خودمان لازم شد يك پولى استقراض كنيم دو هزار تومان از آقاى مشار السلطنه « 2 » قرض كرديم . پدرم سى تومان ، پنجاه تومان از يوميهء خودش برداشت و به وى داد تا پرداخته شد . روزى كه سند را دادم مهر و امضاء كند دستش رعشه گرفته بود و مىفرمود من چطور كارى را كه در عمرم مرتكب نشدهام بنمايم . در مال و ملك كسى طمع نداشت . چنانچه تا آخر عمرش
--> ( 1 ) - مقصود محمد ولى خان تنكابنى است . ( 2 ) - اسد اللّه قديمى كه وزير امور خارجه شد ( ا . ا . ) .