قهرمان ميرزا عين السلطنه
7666
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
مهريهء نگار السلطنه - صيغههاى نو مرحوم شاهزاده نصف مهر را از خانم گرفت ، شهربانو هم برايش گرفته شد . اما تا ما در 1319 خمسه رفتيم و مادر من مكهء معظمه ، شاهزاده مهريهء نگار السلطنه را نداده بود تا مقتدر السلطنه مأمور شد و از حضرتوالا جبراً گرفت . حضرتوالا كه تازه مزهء دختر كوچك قشنگ را چشيده بود هوس جوانى را از سر گرفت و باز مرحوم مادرم را مجبور كرد مهرانگيز خانم نياورانى از اقوام خالهء من ( نور العين خانم ) را صيغه كرد . تا خمسه رفتيم . تا آن تاريخ يك صيغهء ديگر هم گرفته بود و در زنجان هم صيغهء ديگرى گرفت شوكت خانم كه حاليه والدهء جانجان است . مادر من از اين پيشآمدها كسل بود و مغموم . آن شد كه تهيهء سفر مكه را ديد و رفت و همانجا مرحومه شد ، رحمة اللّه عليها . از خمسه الموت رفتيم . صيغهاى هم آنجا گرفت . در ده سال قبل هم دخترك كوريجانى ليلى خانم [ را ] كه براى كلفتى طهران آمده بود گرفت كه اين زن در تمام اين مدت مشغول خدمات شاقهء او بود و الحق بسيار زحمت كشيد و ما ممنون خدمات او بايد باشيم ، زيرا خانمهاى ديگر پير شده بودند و محترم بودند . نمىتوانستند و نمىخواست به آن مشاغل پست اقدام نمايند . ياساى زندارى عز الدوله حالا عيب وى جمله بگفتى هنرش نيز بگو . پدرم يك سياستى و ياسائى در زن نگاه داشتن داشت كه نظير آن را احدى نداشته و نخواهد داشت . در حقيقت اعجاز مىكرد . صداى يك نفر آنها بيرون نمىآمد . قدرت اينكه با هم جنگ و دعوا كنند نداشتند . از خانه هم ابدا بيرون نمىرفتند . حتى به خانهء من و افخم الدوله كه در همان عمارت بود حق آمدوشد نداشتند . محبوس در نمرهء يك . مگر اين اواخر كه آن دوسهتاى اولى سنشان بالا رفت تا درجهاى مجاز شدند كه زيارتى بروند ، مهمانى بروند و به خانههاى ما آمدوشد كنند . تعجب اينجاست كه همهء اينها [ را ] در يك حياط و سر يك سفره و هر دو نفر دو نفر [ را ] در يك اطاق نگاه داشته بود كه از آن دشوارتر كارى نبود . چهار نفر آنها باقى [ اند ] و الساعه در اندرون آن مرحوم كه نوشيروان ميرزا منزل دارد سكنا دادهايم و خرج آنها را هر چهار نفر پسر مىدهيم . « 1 »
--> ( 1 ) - بطور خلاصه همسران مرحوم عز الدوله عبارت بودهاند از : اول : تاجماه خانم دختر اعتضاد السلطنه ( مادر سه پسر و پنج دختر كه قبلا نام برده شدهاند ) . -