قهرمان ميرزا عين السلطنه

7654

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

براى تفريح و نوشتن تاريخ رفته بودند . گويا تأليف كتاب اجازهء سفر مجددى به ايشان داده است . دعاوى خواهرها حاجى واليه اعتراض خود را پس گرفت و به التماس انوشيروان را رفقاى حاج عليقلى خان راضى كردند كه عرض حال خود را پس بگيرد . اما رفعت السلطان پنجاه تومان پول باز گوش‌بريده و مجددا تميز داده ( از حكمى كه خود تميز نقض كرده بود ) و يك اعتراض هم به عنوان نواب عاليه به ثبت باغات تجريش . افخم الدوله مىگفت ما هم فورى با انوشيروان هريك دو هزار و پانصد تومان جريمه را عرض حال داديم . به حاج سيد مجتبى گفته بوده است مىدانم محكوم مىشوم اما از ايذاء و اذيت آقايان دست‌بردار نيستم . بيچاره نواب عاليه نيم‌دانگ مار هموار را فروخت خرج آن محاكمه شد . حالا نوبت اميرآباد است كه يا ما ببريم يا مصرف عدليه شود . من در مدت توقف الموت و قزوين از بودجهء خودم اضافه به اين آدم و نواب عاليه و بچه‌هايش كمك و همراهى كردم . او بيشتر از همه پاپى من است . آن داستان طلاق ملكه خانم ، آن خوردن تمام جهيزيهء او . حالا هم اين حركات زشت . ملكه را مفت من به اسمعيل خان پسرش دادم . بعد طلاق داد . افخم الدوله قريب هشت هزار ذرع از اراضى باغ بالا فروخته ذرعى يك تومان الى دوازده قران ، بعد هرچه مشترى آمده پانزده قران قيمت گذاشته . زمين ، حاجى آقا از همهء ما بيشتر دارد . كمتر از سهم ما هم‌قيمت شده . وضع پوند حكايت پوند همه چيز را مختل نموده . مىگفت هيچ دادوستد نمىشود و كم‌كم اجناس كم [ مىشود ] و قيمت بالا مىرود . ليره‌هاى معدن نفط كه در انگليس گذاشته بودند نصف شد . هرمز ميرزا - پرويز ميرزا همشيره‌ها به همان سبك سابق هستند . افخم الدوله پس از مرگ هرمز ميرزا يك اسكلتى باقى مانده . باز هم از غيرت اوست كه سر ملك مىرود ، عدليه ، ماليه پا مىزند . پرويز ميرزا ده سال قبل خودش را انتحار كرد ، اين‌يكى هم پارسال در ماه مرداد در دماوند به تير ناگهانى مقتول شد . چون آدم باسواد و باكمالى بود بد نيست من مختصرى