قهرمان ميرزا عين السلطنه
7633
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
افخم الدوله برات كردم كه بابت تتمهء قيمت يك دانگ كوريجان به آقاى طباطبائى همدانى بدهد . رهبرى وكيل خودم را ديدم . كارى صورت نداده بود . رئيس عدليه را ملاقات كردم خواهش كردم زودتر رأى بدهد و دوسيههاى الموت را هم كه محاكمات ماليه خواسته فورى روانه دارد . دوستان ، آشنايان خود را بيشتر ملاقات كردم . من به شهر قزوين و قزوينى به واسطهء طول اقامت الموت و شهر انس دارم . قطعه زمينى هم در ايام توقف خود در محلهء راه كوشك از آقاى موثق ديوان معادل پنج هزار ذرع خريده و دارم . خيلى مايل هستم بنائى آنجا نموده و گاهى بروم . الموت و بلشويكى چون اسمى از الموت برده شد لازم گرديد تفصيل بدهم . پس از آنكه من در 1340 هجرى از آنجا به كلى طهران رفتم دو سالى مستشار الملك و ميرزا سيف اللّه كرّ و كرّى كردند . بعد [ چون ] از عهده برنيامدند مرحوم شاهزاده رفعت السلطان را فرستاد . فقط تنخواهى كه حاضر بود گرفت ، لفت و ليسى كرد برگشت . بولشويكى آنجا شدت كرد . ديگر نتوانست برود . اين بود ناچار به عدليه تظلم شد به توسط آقاى فاضل الملك . رفعت السلطان خودى به فاضل الملك چسباند . از طرف او واسطه شد . گاهى طهران ، گاهى قزوين . مختصر از هزار تومان كه فاضل الملك پول از ما گرفت تصور مىكنم هفتصد تومانش جيب رفعت السلطان رفت ( در كلاهبردارى نظير ندارد ) . محاكمه بسط پيدا كرد . حاجى اعتضاد از طرف فاضل الملك قزوين رفت . آمد ، باز رفت . تا سال قبل كه به موجب مادهء واحدهاى دعاوى خالصهجات و دعاوى دولت به مردم و مردم به دولت به محاكمات ماليه ارجاع شد و ما به زحمت زياد عريضهء شكايت خود را قبولانديم و هنوز دوسيهها از عدليهء قزوين به طهران نيامده بود كه من آمدم . بدبختانه املاك خريدارى من هم كه معادل هشت نه هزار تومان مىشود در تلو املاك خالصه و [ به ] مرام بولشويكى الموتيها ضبط شده و محاكمهء يكى دوتاى آن هم كه مدتى است شروع شده خاتمه نمىيابد . عدليهء ما عدليهء ما و قوانين آن هنوز بسيار نوزاد است و خيلى محاكمه طول مىكشد و خيلى مخارج آن زياد است . پارتىبازى بسيار دخالت دارد . نفوذ اشخاص خيلى دخيل است . مردم را به طورى مستأصل كرده [ اند ] كه هيچ راه مفرّى باقى نيست . هرقدر هم آقاى داور تغييرات مىدهد ، قانون آزمايشى وضع مىكند اصلاح نمىشود و شكايت مردم روزبه