قهرمان ميرزا عين السلطنه

7632

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

شكار ، خصوصا عبد اللّه ميرزا « 1 » كه در همان [ جا ] مفتش ماليه است . دو عدد تازى براى آنها فرستاده بود و وهلهء اول يك آهو براى آقاها شكار كرده بودند . تا من طهران بودم سه آهو و يك بچه خوك صيد نموده بودند . ده فرى « 2 » در بين آن‌كه من ناخوش بودم قضيهء رفتن آقاى رضوى به سارى براى اعتراض به ملك ده فرى كه مشار الملك [ ثبت ] داده بود پيش آمد . ما مبلغى از طومانيانسها طلب‌كار بوديم . با زحمات و مخارج زياد افخم الدوله مايل شد كه آن چكهاى لاوصول را مبدل به بيع شرط دو دانگ « ده فرى » كند . چهار هزار تومان به سيف الملك داديم يك هزار تومان رشوه و دلالى تا سيف الملك ملك را به عوض بده به طومانيانس رد كرد و آنها بيع شرط دادند . بعد معلوم شد مشار الملك به يك تلگراف اختيارى كه سيف الملك در موضوع املاك خود به وى مخابره كرده همهء مايملك او را تصرف [ كرده و ] ده فرى هم جزو آن شده است . ما هرچه كرديم مشار الملك اصلاح نكرد ، بعد ثبت داد . من پول موجود نداشتم . ناچار درب زيرزمين را باز كرده دو قاليچه گرو در بانك ملى گذاشتم و سهم خود را از بابت وكالت دادم و به مازندران رفت . سى و چهار هزار تومان طلب داريم و « ده فرى » يكى از آن دهات مرغوب معتبر آمل است . حركت به قزوين من خيلى ضعيف و نحيف شده بودم چنانچه تا سبزه ميدان به زحمت پياده مىرفتم . كارهاى طهران هم تمام‌نشدنى [ بود ] . تا آن‌كه يك روزى شاهزاده عميد الدوله به من گفت هرقدر بخواهى كارت تمام شود ممكن نيست ، بگذار و برو . من ديدم خوب حرفى زد . كار همدان مهم‌تر است . يك وكالتنامهء رسمى نوشته به افخم الدوله دادم و عصر نهم ربيع الثانى اول شهريور 1310 با يك اتومبيل دربست كه نه تومان و نيم تا قزوين كرايه شد حركت [ كردم ] و شب قزوين رسيدم . چون بىموقع بود خانهء حسن خان پدر حسين ماندم و صبح خانهء شاهزاده عدل الممالك كامران ميرزا ( دوست هزار ساله ) [ رفتم ] . چهار هزار و چهار صد تومان باقيماندهء قيمت كشمرز را از مصطفى خان گرفته به توسط

--> ( 1 ) - عبد اللّه ميرزا سالور شوهر نزهت الملوك خانم خواهرم . ( مسعود سالور ) ( 2 ) - ده فرى - نام شش آبادى نزديك به هم از دهستان دابو شهرستان آمل است . شش آبادى عبارتند از : نوائى محله - كوچك بيشه محله - بزرگ بيشه محله - شير محله - كاركرد محله - بنه كار ( فرهنگ جغرافيائى ايران ) .