قهرمان ميرزا عين السلطنه

مقدمه 9

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

نهمين يادداشت مندرجات نهمين مجلد از روزنامهء خاطرات عين السلطنه با حوادث و وقايعى از تاريخ ايران آغاز مىشود كه آن را به زمزمهء جمهورى تعبير كرده‌ام . ايران ، دورهء قرارداد و عصر كودتا را گذرانيده بود و عامل نظامى كودتا توانسته بود بر مسندى تكيه زند كه پيش از او رجال نامدارى مانند مستوفى الممالك ، وثوق الدوله ، مشير الدوله و قوام السلطنه متصدى آن مىشدند . آنها اگرچه به مناسبتى و خصوصيتى برازندگى و شايستگى آن مقام را داشتند ولى چون به قدرت نظامى متكى نمىبودند هرچند يك بار يكى مىرفت و ديگرى مىآمد و بر تزلزل احوال مملكت افزوده مىشد . آن‌كه دو سالى توانست دوام بياورد و بر مشكلات تا حدى چيرگى بيابد وثوق الدوله بود ولى او هم با امضاى قرارداد كذايى از حشمت و عظمت افتاد . جانشين آن اشخاص مبرز سياسى ، مير پنج رضا خان سردار سپه شد . او با كودتا بر تهران و به‌تدريج بر ايران مسلط شد و آرام‌آرام به رياست‌وزرايى رسيد . با گذشت دو سال كه در سمتهاى وزير جنگ و رئيس الوزرا توانائيهاى خود را آشكار ساخت زمزمهء ضرورت جمهورى شدن ايران را به دست ايادى و افرادى كه در اين مدت به دور خود گرد آورده بود ، ساز كرد . پادشاه مملكت با صفت تن‌آسائى كه داشت زندگى كردن در نعيم فرنگ را اختيار كرده بود و همان رويه‌اى را پيش گرفته بود كه پيش از او نايب السلطنه‌اش ( ناصر الملك همدانى ) آغاز كرده بود . با اين تفاوت كه ناصر الملك تحصيل كردهء اكسفورد و استخوان خورد كرده در كارهاى مملكت بود ولى احمد شاه هيچ‌يك از آن دو كيفيت را نداشت . البته احمد شاه پادشاهى دموكرات بود ولى چون مدير و دلسوخته نبود مملكت بىسرانجام بود . آنقدر مدبر نبود كه چون سفر دراز را برگزيده بود شوراى سلطنتى نيرومند و مورد قبول بر جاى خود بگذارد كه بتوانند كشتى مملكت را از امواج ناگهانى و تلاطم احوال بر كنار نگاه دارند . ناامنى و گرانى و قحطى و تزلزل دوائر دولتى و وجود حكّام طماع و تشنجات سياسى ناشى از حركات بلشويكى و عواقب سياسى قرارداد همه دست به دست هم داد و مملكت را به ناآراميهايى كشانيد كه تغيير اوضاع را ناگزير مىساخت . سردار سپه و