قهرمان ميرزا عين السلطنه

7308

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مىكرد چيزى گفت . بلديه اسم عوض كرده بلديه « قتيل الاشقياء » شده . عجب اسم بامسمىايست . بلديه نام فاميلى نهاده . به‌به واقعا چه خوب اسمى انتخاب كرده . بلديه هم دسته امروز حركت داد . قورخانه هم دستهء عليحده . فكليها مىگفتند سال ديگر بايد عدليه ، ماليه و ساير وزارت‌خانه‌ها هم دسته حركت بدهند . عدليه كه حقش است ، از همه‌جا اهل علم طلاب بيشتر دارد . روضهء دربار روضهء دربار جلوه كرده . روزى ده دوازده هزار آدم مىرفت ، منتهى نو و كهنه مىشدند و آنچه ثابت بود قرب شش هفت هزار مىشد . والاحضرت هم كه بدون تكبر و قيد جلوس مىكرد بيشتر مورد توجه مردم واقع شده بود . ديروز يك روضه‌خوانى جرأت كرد و گفت خدايا به اين عزا ، به اين منبر ، شاه را به ما برسان . تمام مردم آمين گفتند . همه كار را به زور مىشود پيش برد ، اما قلب مردم را به زور نمىشود صاحب شد . اين همه تظاهرات عوام‌فريبى ، پروپاگاند و مخارج كه سردار سپه مىكند باز قلبها جاى ديگر است . هرچند به قلب ايرانى اعتمادى نيست . ليكن ظاهرا اين است . يك مزيت هم گلستان از دربار قزاقخانه دارد كه جمعيت زيادتر مىشود . اولا ناف شهر و جنب بازارها ، كاروانسراها و تودهء ملت است . ثانيا باغ و آب و فضا و صفا و هواى جيد . ثالثا تماشاى قصر سلطنتى كه اغلب نديده‌اند . اين رقابتها بالاخره نتيجهء خوش ندارد و نمىدانم چه اوضاعى است و چه مىشود . تعزيه دوشنبه 19 محرم ، 18 اسد ، 23 مرداد - كار را آسان كردند به جاى يك ماه سه ماه را بايد نوشت بلكه چهار ماه ( فرنگى ) . مقارن ظهر يكشنبه يازدهم دو سه دسته در بازار نزاع كرد . كميساريا نزديك [ بود ] مرتفع نمود . جمعى را با علم و بيرق ، نعش و غيره و غيره مىبردند و حبس مىكردند . تماشا داشت . عصر شترى كه اسرا سوار بودند اسير خود را انداخته جلو خان خانهء ما آمد . يك هنگامه‌اى برپا كرد كه بىاندازه مضحك و تماشائى [ بود ] . سلطان يوسف « 1 » جزو تماشاچيها بود . شتر كه فرار كرد ترسيد . من ديدم يك وقت قالب بىروح وارد حياط من شد ، در حالىكه جفت ملكيها « 2 » را هم در بازار

--> ( 1 ) - سلطان يوسف - فرزند فريدون ميرزا افخم الدوله در سال 1352 فوت كرد . ( مسعود سالور ) ( 2 ) - مراد گيوه‌ايست كه در شيراز بافته مىشد و به ملكى شهرت داشت . ( مسعود سالور )