قهرمان ميرزا عين السلطنه
7287
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
مىگويد از آن كباب پهلوى به من بدهيد . بعد شراب پهلوى تقاضا مىكند . بعد تربچهء پهلوى مىخواهد . كار به جائى مىرسد كه جسارت كرده مىگويد آفتابه در خلاى پهلوى بگذاريد . يكى از اهل مجلس يا جدى يا شوخى [ قضيه را ] به نظميه مىرساند احضار مىشود . سه روز حبس بود كه چرا فضولى كرده است . حرف مدرس مدرس ساكت است فريب خورده چاره ندارد . مردم از او بسيار بد مىگويند . گفته است ايران ما مثل انسانى مىماند كه پايش لنگ است ، دستش چوله ، چانهاش كج ، دماغش شكسته ، سرش كچل . فقط چشمش تا دو فرسنگ راه را مىبيند . اين آدم را مىشود آدم گفت . حالا شما يك وزارت جنگى ترتيب داديد ساير وزارتخانهها و مملكت از سابق بدتر و خرابتر است . فوت مشهدى اكبر جمعه 27 ذيقعده ، 18 جوزا - مشهدى اكبر للهء هرمز ميرزا شمران رفته بود با حال ناخوش مراجعت كرد . شب پنجشنبه وفات كرد ، نوكر صديق امينى بود كه نظير داشت . درست از 1300 [ قمرى ] كه از همدان آمديم پيش ما بود الى حال . يك روز درب خانهء ديگرى نرفت . زن اختيار نكرد و با جنس زن دشمن بود . بنيهء قوى داشت و از آن عرقخورهاى پروپا قرص . خدا رحمتش كند . اين قبيل نوكرها عوض ندارند . به اتفاق شعاع الدين ميرزا ، افخم الدوله عباس ميرزا ، مسعود ميرزا و ملك ابراهيم پسر شعاع الدين ميرزا حضرت عبد العظيم مشرف شديم . سردار مختار ( لواء الدوله ) از شيراز كه آمده در باغ ملك التجار توقف كرده . پس از زيارت آنجا رفتيم . من تابستان مشرف نشده بودم . هوايش بهتر از شهر بود . پول نقد كه عايد سردار سپه شد مىگفت سردار سپه دويست هزار تومان از سفر شيراز و خوزستان پول نقد آورد . حالا خزعل محرمانه چه داده باشد خدا عالم است . شب شد كه دوازده هزار تومان از قمار برد . ناهار و شامش عليحده بود ، زيرا بلافاصله بايد ترياك صرف كند .