قهرمان ميرزا عين السلطنه

6755

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مبتلا و گرفتار . قزاق همراهى نكرد . قشونى كه امير بهادر تهيه كرده بود كاره نبود . آنها وارد طهران [ شدند ] و شاه به سفارت روس رفت كه همان ساعت بيرق انگليس را هم بالاى اطاق او زدند و دو سوار هندى هم علاوهء قزاق روس شد . دو روز بعد شاه را خلع كردند ، سلطان احمد شاه را بردند و به تخت سلطنت جلوس دادند . عضد الملك نايب السلطنه شد . شاه روسيه رفت . جمعى هم با او تبعيد شدند . مجلس داير شد . روز به روز كارها عقب رفت و به هيچ‌كس حرف نمىشد زد ، يا پناهندهء روس بود يا انگليس ، يا اقتدارى داشت كه دولت قادر به رفع و دفع او نبود . نايب السلطنگى ناصر الملك عضد الملك مرحوم شد . با هزاران اميدوارى آقاى ناصر الملك همشاگردى لرد كرزن را نايب السلطنه كردند ، بد اندر بد شد . مستر شوستر امريكائى براى چهار تا صندلى و ميز خانهء شعاع السلطنه باعث التيماتوم روس شد و قشون روس به قزوين آمد . درب مجلس را بستند و اولتيماتوم قبول شد . شوستر چهل هزار تومان وجه كنترات خود را برداشته رفت . حرف اينجاست كه تا امروز هم محبوب دمكراتهاى ما مىباشد . ضعف دولت زيادتر شد ، ايلات و قطاع الطريق روزبه‌روز تجرىشان افزوده [ شد ] چنانچه همه مىدانند . تربيت احمد شاه به دست ناصر الملك ناصر الملك آدمى بود دنى ، ترسو ، پست‌فطرت . به قول جرايد چس‌خور ، لئيم . شاه را بد عمل آورد ، يعنى صفت ترس و خست را به وى كاملا به قول جرايد تزريق كرد . شاه را به كلى از اين مملكت مأيوس نمود ، به ضميمهء يك وزير دربارى كه از ناصر الملك احمق‌تر بود و بىكمال‌تر و ترسوتر « 1 » . شاه به حد بلوغ رسيد كه در قانون اساسى ما هجده سال است . جنگ بين الملل به ميان آمد و آن حكايتها . مجلس بر هم خورد . مليون با تمام ژاندارم به حمايت آلمان و عثمانى حركت كردند . صاحب‌منصبان سوئدى ما با همه آن محبوبيتها پول گرفتند و به كلى همراه آلمانها شدند و يك لكهء تاريخى در اين مملكت براى ملت خود باقى گذاردند .

--> ( 1 ) - مقصود موثق الدوله است . ( ا . ا . )