قهرمان ميرزا عين السلطنه

6756

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

قشون روس در ايران قشون روس [ به ] سرتاسر مملكت و تا پشت دروازهء طهران آمد . اين شاه چه مىتوانست بكند كه نكرد ، يا اين مملكت چه وقت راحت بود و به اختيار شاه‌ها كه مثل انگليس و فرانسه نكردند . مردم اين مملكت چه وقت راحت بودند تا كارى بكنند . بين جنگ ، روس و انگليس ايران را تقسيم كردند . اين بود خدا نخواست و روسها مبتلاى بولشويكى شدند . يك‌مرتبه مملكتشان بر هم خورد و قشون انگليس به ايران آمد و جانشين روسها شد . وثوق الدوله - پهلوان سياسى وثوق الدوله كه پهلوان سياسى ايرانش بايد ناميد و خوب مىدانست ايران بدون آسايش ، بدون پول ، بدون آدم و بدون يك حامى و پشتيبان قوى نمىتواند رو به آبادى و تمدن برود آن قرارداد را با انگليسها بست و شرط عمدهء آن كشيدن راه‌آهن ايران بود . مردم مايل نشدند . آن هياهوها برخاست كه تا امروز هم حربهء دست مردم شده . هركس را مىخواهند بدنام كنند منتسب به قرارداد ميشوم مىشود . مدتى هم اهل ايران گرفتار كشمكش اين كار بودند كه جمعى مىگفتند قرارداد نافع و خوب است . جمع كثيرى مىگفتند بد است و منافى [ استقلال ] مملكت . بولشويكى در رشت شروع شد . دولت ناچار شد مجددا روسها را شريك پلتيك خود كند . دولت روس را كه تا امروز هم كسى او را نشناخته شناخت و قراردادى بست و بعضى چيزها گرفت و بعضى را هم كه بنا بود بدهند ندادند . سوم حوت انگليسها محض قدرت‌نمائى شب سيم حوت سركار آقا سيد ضياء را با اين رضا خان سردار سپه و عده‌اى قزاق به طهران وارد نمودند و صبح آن قرب هفتاد نفر از هر طبقه مردم را گرفتند و حبس كردند . سيد رئيس الوزراء و رضا خان رئيس بريگاد قزاق شد . قرارداد را سيد به دستور انگليسها ملغى نمود . فورا در لندن هم ملغى نمودند و به شكل ديگر داخل عمليات شدند كه مستشارهاى ماليه و قشون انگليسى [ باشند و ] ساير وزارتخانه‌ها از ممالك ديگر .