قهرمان ميرزا عين السلطنه

7248

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

تپه‌هاى مصنوعى يا طبيعى است كه در غالب دهات واقع شده كه هرقدر از خاك آن برداشته و بردارند باز باقى است . هواى آن گرم و خشك است و علت عمدهء خشكى هوا نبودن اشجار سايه‌افكن است . دو آفت و عيب دارد : يكى سن است ، ديگرى مستأجر . يك دسته مردم بىپا ، لات و « شارلاتان » استجارهء اين دهات را به خود انحصار داده و دست مالك و رعيت را كوتاه [ ساخته‌اند ] . بدين واسطه غالب دهات خراب و رعيت بىپا شده است . رعيت خوش‌نشين [ اند ] و به واسطهء تدابير اين مشت مستأجر هيچ علاقه ندارند . امروز اينجا فردا جاى ديگرند . رعيت هيچ شركت با مالك ندارد جز آنچه كشت كرده . در ورامين رعيت يك شاخهء خشك و تر ندارد و اين بدترين اقسام رعيتى است . قسمت عمدهء اين گناه به گردن مستأجرين است كه براى منافع خودشان نمىگذارند رعيت دوام [ كند ] و داراى علاقه شود ، يا مالك او را و او مالك خود را بشناسد . چنان اين مستأجرين مالكين را از هواى آنجا ، تب و نوبه و امراض مختلفهء آنجا بيمناك نموده‌اند كه دو پشت ، سه پشت ، چهار پشت ملك يك خانواده بوده و يك نفر از آنها يك روز به آن ده پا نگذاشته است . اتومبيل در ورامين سه سال است افخم الدوله و منتصر السلطان و يكى دو نفر ديگر شكست بدين وضع ناگوار داده مستأجرها را با ضرر و خسارت فوق العاده خارج و خودشان همان شغل مستأجرين را پيشه نموده‌اند . يك چيز هم من‌بعد عامل عمدهء آمدن ملاكين و آبادى آنجا خواهد شد ، [ آن ] اتومبيل است كه يكى از اربابان شهر ورامين راه انداخته . صبح آمده و عصر هم مىرود . دو تومان آمدن پانزده قران مراجعت دريافت مىكند . اگر دوام كند و مستأجرها كوك و كلكى نكنند باعث آبادى خواهد بود . بىدرختى ورامين ورامين به هواى بد معروف است . گمان مىكنم علت آن نداشتن اشجار است . هر آينه ملاكين اشجار را زياد كنند به كلى هواى آن تغيير مىكند . هر ده بزرگ يا كوچك فقط يك باغى در جلوى قلعهء رعيتى دارد كه اشجار آن انار است و انجير ، چند دانه هم چنار و توت يا نارون . اما هيچ محلى به قدر ورامين استعداد كشت اشجار ندارد . سواى نهرهاى بىشمار جاجرود كه چندين مليان در طرفين آن مىتوان غرس اشجار كرد آب قنوات هر ده از دو يا سه آبادى مىگذرد كه طول آن شايد يك فرسنگ يا كمتر يا بيشتر بشود . هرگاه مالك يا رعيت هر آبادى اطراف آن را درخت‌كارى كند كرور كرور درخت عمل خواهد