قهرمان ميرزا عين السلطنه

7240

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

حالات عز الدوله جمعه دهم شعبان ، 16 حوت 1303 - امروز حضرت و الا را كول گرفته حمام بردند . ورم و درد باقى است . با اين‌حال متصل فكر و ذكرش حساب عبد اللّه خان است ، طلب از سيف الملك ، نرسيدن حقوق ، شكايت از اضافهء ماليات اميرآباد كه هشت سال قبل اضافه شده . من كه به نوبهء خودم حيرت مىكنم . بدتر از همه خوددارى نمىكنم . آن‌وقت جنگ و جدالمان مىشود و خوب از آب درنمىآيد . مرا خواسته بود كه رقعه‌اى براى سردار سپه بنويسم از همين قبيل خواهشها . هرچه طفره زدم ديدم نمىشود . بالاخره گفتم همه مردم شما را به شدت مريض مىدانند كه تمام فكر آخرت هستيد . اين كاغذ با كاغذهاى ديگر شما كه برود تمام را گردن ما مىگذارند ، ما را مسخره مىكنند ، شماتت مىكنند . آن‌وقت ساكت شد . سپهسالار و غارت‌زدگى هوا خنك شده قطع رحمت گرديده . حق هم با خداست . ما قابل ترحم نيستيم . معدل الدولهء كاشى پيشكار جديد سپهسالار خانهء ظفر السلطنه رفته و گفته است سپهسالار مىفرمايند پس چرا غارتهاى ما را نمىدهند . پدرسوخته يك مملكت را غارت كرده باز ادعاى غارت‌زدگى مىكند . قائم مقام الملك را ديدم . گفت عريضه بنويسيد به حضرت اشرف و بنويسيد همان قسم كه نظامى آنجا نشسته مال او را مىگيرد حكم فرمائيد قروض [ من ] را هم بدهد . چند روز قبل رئيس الوزراء به وزير دربار گفته بود . سردار سپه و شاهزادگان دزدزده شاهزادگان كه وارد [ مى ] شدند وزير دربار بنا كرده بود به خنديدن . هرقدر گفته بود براى چه خنده مىكنيد او باز خنديده بود . در سلام سيم ماه جمعيت متفرقه در باغ زياد بود . اول به شهاب الدوله و بعد به شاهزاده وزير دربار توپيده بود كه اگر دفعهء ديگر اين شكل باشد من حاضر نمىشوم ( به تلافى آن خنده‌ها ) . وزير دربار هم گفته بود همه اينها به‌عنوان اين‌كه در هيئت وزراء كار داريم وارد گلستان مىشوند . شما درب عمارت هيئت را جدا كنيد تا من جلو بگيرم .