قهرمان ميرزا عين السلطنه
6753
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
روس و آن معاهدهء تركمانچاى كه به زور سرنيزه گرفته شد ( كه نايب السلطنه عباس ميرزا گفت مگر زور است . سركردهء روس گفت اگر زور نبود ما در تركمانچاى چه مىكرديم ديگر مالك رقابى خود و اختيار خود را از دست داد . گاهى مجبور از اطاعت روس بود ، گاه انگليس ، گاه از هر دو . اگر نادر هم سر از قبر بيرون مىآورد به غير همراهى با خيالات آن دو دولت چاره نداشت . باز خدا پدر ايران را بيامرزد كه اين قسم باقى ماند . هر دولت ديگرى بود به كلى نامش معدوم شده بود . ملاحظهء حال عثمانى ، مصر ، سودان ، مارك ، آلجر ( فرانسه آلژر مىگويند ، عربها الجزاير ) ، تمام افريقا و همه جزاير اقيانوسى ، حتى چين و كره را بنمائيد كه چطور نابود يا به كلى مطيع شدند . مملكت ما با دست ديگران اداره مىشد و مىشود . اينها كه جرايد مىنويسند خوب است اهالى چين و ژاپن قرائت كنند كه به كلى از وضعيت مملكت ما بىخبرند . در استبداد حاكم يا وزير مىخواستيم معين كنيم جنوب ارادهء انگليس ، شمال ارادهء روس شرط بود . سفير مىخواستيم معين كنيم اراده و اجازهء آنها لازم بود . قشون مىخواستيم بگيريم از فرم لباس تا فرامين آن بايد روسى يا انگليسى باشد . ملاها ، آخوندها هم يك بلاى مبرمى بودند كه به هيچوجه مفرّ و نجات از دست آنها ممكن نبود . قدرت و جرأت هم از ترس عوام و مريدهاى منقاد مطيع براى سلطنت نبود . ديوار مدرسهء مهد عليا - خيابان جليل آباد ناصر الدين شاه با آن استقلال كه مىگويند خواست دو ذرع از ديوار مدرسهء مهد عليا مادر خودش را داخل خيابان كه امروز موسوم به خيابان احمدى است بنمايد عريضه به حاجى ملا على كنى نوشت . جواب اين نامه را به شاه نوشت « الم تر كيف فعل ربك باصحاب الفيل » . شاه ديگر تا زنده بود جرئت نكرد اين خيابان [ را ] كه از جلوى باب همايون به سمت خيابان جليل آباد « 1 » مىرود وسيع نمايد ، مگر پس از فوت او و تبديل به احسن در محضر يكى از حجة الاسلامهاى ديگر كه بعضى توقعات ديگر هم داشت . عهد مظفر الدين شاه و حكايت مشروطه رژيم سلطنت ما را آقايان انگليسها تغيير دادند . علاء الدولهء مرحوم براى قيمت گزافى كه چند نفر تاجر بر قند گذاشته بودند و احتكار نموده بودند آنها را گرفت چوب زد ،
--> ( 1 ) - خيابان خيام كنونى .