قهرمان ميرزا عين السلطنه

7226

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

حرف تقىزاده دربارهء قانون اساسى رئيس الوزراء به فراكسيون مختلط مجلس رفته پس از شرحى توصيف از خدمات خود گفته است من با اين دو نفر نمىتوانم كار كنم ( كار كدام است كسى نمىداند ) . تقىزاده كه در خانهء مشير الدوله هم فقط او حرف زده بود جواب مىدهد كه تغيير قانون اساسى غيرممكن است . با تغيّر برخاسته و هنگام خارج شدن مىگويد با داشتن ما فوق نمىتوانم باشم ، اما بدانيد همه‌جا برهم مىخورد و مردم خودشان شخصى را انتخاب مىكنند . آن‌وقت براى شما چيزى باقى نمىماند . تا روز پنجشنبه مهلت شما . ( در خانهء مشير الدوله ، تقىزاده گفته است اگر ما مشروطه هستيم ما نمىتوانيم تغيير قانون اساسى بدهيم . اين دعوى شما را هم يك ملتى مىتواند با شاه كند . در صورتى كه وكيل آن شاه نتوانست ملت را قانع كند شاه خلع [ و ] باز وليعهد او جانشين مىشود . ) سردار سپه و خانهء علما از اين طرف كارگرهاى او مثل حاكم نظامى ، رئيس بلديه ، سيد ، آخوند ، كاسب ، تاجر درب خانهء مهاجر و انصار افتاده‌اند كه بگويند شاه را نمىخواهيم . در ولايات هم به قوهء نظامى تهديد مىكنند . خودش هم خانهء تمام علما رفت ، حتى خانهء پسر امام جمعه خوئى در پاچنار كه هيچ مرجعيت ندارد . براى روز پنجشنبه كه شايد هيچ امرى واقع نشود از حالا بسى صحبتها مىكنند . سردار سپه و وليعهد گفتند بعضى اسناد مثل همان دوسيهء قوام السلطنه براى شاه و وليعهد تهيه شده كه خواسته مجلس ببرد ، والاحضرت ملتفت شده و پيغام به رئيس مجلس داده كه بلافاصله آنجا مىآيم و تمام خيانتها و دزديها و چپاولهاى سردار سپه را علنا خواهم گفت . لذا رئيس مجلس به رئيس الوزراء پيغام داده مجلس حاضر نيست استماع اين قبيل مطالب را بنمايد . شيخ عبد النبى جناب شيخ عبد النبى را به اصرار و ابرام با درشكهء مخصوص خودش بازديد بردند ، تا پاى پله استقبال كرد . مراجعت شيخ مبلغى پول در كالسكهء خود ديد . فورى به توسط همان كالسكه‌چى پول را پس فرستاد ( خارق عادت ) . امورات معكوس شده است .