قهرمان ميرزا عين السلطنه

7227

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

هميشه مردم تكليف سلطنت به اشخاص مىكردند امروز اشخاص به درب خانه‌هاى مردم افتاده‌اند كه مرا پادشاه خود كنيد . فوت ساعد الدوله واقعهء ناگوار كه براى من كمتر از صاحب عزا و مصيبت اندوه نداشت فوت ناگهانى ساعد الدوله است . روز جمعه به اتفاق جلال الدوله و هرمز ميرزا مصدق الدوله به كوههاى دوشان تپه شكار مىروند . ساعد الدوله از اسب زمين مىخورد . مىبينند ساعد الدوله پيدايش نيست . تعقيب مىكنند او را در حال احتضار آخر دره پيدا مىكنند . به زحمت تا سر جاده و اتومبيل مىآورند . شب شنبه وداع اين جهان را مىكند . در خانهء سپهسالار ختم گذاشته بودند . بيچاره مادرش . صبح شنبه بدون هيچ پيرايه نعش را به سمت تجريش حركت داده در جوار امامزاده صالح ( ع ) دفن كردند ( مادرش تجريشى است ) . گفتند در تالار بزرگ سردار كبير و امير اسعد نشسته بودند ، خود سپهسالار بالاخانه بود و كمتر كسى را مىپذيرفت . رئيس الوزراء ديروز آنجا رفت . والاحضرت امروز تشريف بردند . امروز ختم را رئيس الوزراء برچيد . آن شنيدستى كه در صحراى غور * بارسالارى بيفتاد از ستور گفت چشم تنگ دنيادار را * يا قناعت پر كند يا خاك گور اين آدم چندين برابر سنش حرص و طمع داشت و در اين مدت كم نغمه‌ها ساز كرد ، آهنگها نواخت . ظلم و تعدى بىپايان نمود . البته نمىبايست خير از جوانى و نعمت و عزت ببيند . خانهء عميد الدوله رفتم گفت تمام غصهء ما براى شماست كه حالا با اين پير فرتوت چه كنيد . امير اسعد ، سردار كبير ، سردار اقتدار قند در دلشان آب مىشود . گمان مىكنم ساعتى از آن بهتر در عمرشان به خاطر نداشته باشند . رياست عاليهء كل قوا شنبه 20 رجب ، 25 دلو - پريروز پنجشنبه قضيه‌اى رخ نداد . آنچه هم كرده بود دكاكين بسته شده مجلس براى هوادارى بروند كسى اطاعت نكرد . امروز عصر فوق العاده‌اى منتشر شد مادهء واحدهء مصوبهء مجلس ذكر بود . مادهء واحده - مجلس شوراى ملى رياست عاليهء كل قواى دفاعيه و تأمينيه ( امنيه ) مملكتى را مخصوص آقاى رضا خان سردار سپه دانسته كه با اختيارات تامه در حدود قانون اساسى و قوانين مملكتى انجام وظيفه نمايد و سمت مزبور بدون تصويب مجلس شوراى ملى از ايشان سلب نتواند شد .