قهرمان ميرزا عين السلطنه
6752
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
قسم با فرنگيها كه كفار مىگفتند طرف [ بودند ] و بغض و عداوت داشتند . سفرائى كه نزد فتحعلى شاه مىآمدند از عقب آنها يكى بود كه آجرهاى حياط و باغ را علامت مىگذاشت . سفير كه بيرون مىرفت آن آجر را برداشته آجر جديد پاك مىگذاشتند . سفرا لباس خود را تغيير داده با جبه و شال و كلاه و چاقچور حضور مىرفتند . اين عقيدهء فتحعلى شاه نبود اين عقيدهء مردم مملكت او بود كه مىبايست بدان رفتار كند و الّا تكفير مىكردند و هزار خون [ و ] خونريزى برمىخاست . از آن گذشته وقتى كه ملاحظه كنيد مشية اللّه اينطور خواسته بود كه هر قومى ، هر مملكتى چندى ترقى و تعالى ، عزت و اقبال داشته باشند چندى نداشته و مملكت و خاك ديگرى داراى اين مزايا باشد وقتى در اين امر عميق شويد مىبينيد در هر سرزمينى همين حكايت هست . يك قريه ، يك دهكده به اوج آبادى و ترقى مىرسد پس از يك مدتى ممكن است خراب ويران شده محل ديگر آن مزايا را دارا شود . همه اقبال و ادبار آن ده و دهكده را مىتوان به گردن مالك گذاشت ؟ نه و آرى . نه ، براى آنكه شايد سيل خراب كرده و مالك پول ندارد ، اعتبار ندارد . زلزله خراب كرده ، همسايهء پرزور خراب كرده ، جهانشاه خان اراضى آن را برده ، آب قنات آن را كشيده و مالك بدبخت زورش نمىرسد . قاضى عدليه پول مىگيرد حكم ناحق مىدهد . آرى ، اگر آن مالك همهچيز داشته باشد و به واسطهء سيل ، زلزله ، جهانشاه خان خراب نشده باشد فقط و فقط نادانى بىعلاقگى ، مخمورى ، قماربازى مانع شده است . ايران در اين دنيا به اوج عزت و شوكت ، مجد و عظمت رسيد كه هيچ دولتى شايد بدان نرسيده باشد . امروز اين قسم شده است . يونان به آن عظمت رسيد كه يك نفر مقدونى آن سه كرور قشون دارا را با عدهء قليل خود شكست داد ، امروز از يك عده ترك شكست مىخورد . مصر در چندين هزار سال قبل آن شكل بود امروز مستعمرهء انگليس است . رومن آن قسم حالا اين قسم ، و قس عليهذا كه به اطناب نبايد كوشيد . امروز هم خداوند براى امريكا و اروپا خواسته . شايد باز نوبهء ما هم برسد . آغا محمد شاه در هجده سال سلطنت خود فقط توانست ايران را منظم كرده از چنگال زنديه و نادرى و بختيارى و افغان و بسا سركشهاى ديگر نجات بدهد و دولت مركزى را مستقل و قوى نمايد . اين جواهرها و همين تاج كيان و تخت طاوس كه امروز براى اولاد او زياد مىدانيد و سخريه مىكنيد هر تكهاش را از يك گوشهء مملكت جمع نمايد ( درياى نور را از توى لباس لطفعلى خان پيدا كرد ) . بالاخره جان خودش را هم به راه اين مملكت و قول خودش گذاشت . اين مملكت امروز ، اين ارگ سلطنتى ، اين جواهرات ، اين پول و اثاثيه تمام تمام از او باقى مانده و بس . ايران پس از جنگ و شكست