قهرمان ميرزا عين السلطنه

7186

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

روسيه امضاى معاهدهء تجارتى روس و انگليس سر نگرفت . مجلس مخالفت دارد . در اين مخالفت حزب ليبرال هم همراه است . در روسيه قحطى شديدى است . به انواع اقسام آدم تلف مىشود ، همه لخت ، عور ، گرسنه ، مريض . نه غذا هست ، نه طبيب ، نه دوا . مثل گاوميرى مملكت ما . با اين‌حال شهر تفليس را كه طغيان كرده بود گرفتند و هفتصد نفر [ را ] در يك روز تيرباران كردند . فرانسه روهر را تخليه مىكند . صدى 26 از گمرك آلمان تا چهل سال بايد اخذ كند . باطنا انگليسها با آلمان جزئى اتفاقى به هم زده‌اند . امشب باران شديدى آمد . همه‌جا سيل جارى شد . بسيار بىموقع بود . وضع مكه شنبه 12 ع 1 ، نوزدهم ميزان - پس از استعفاى سلطان حسين سيد على سلطان شد . در مكه قتل و غارت نكردند . سيد على يا امير على جده رفت . مقصود انگليسها همان خلع سلطان حسين بود كه نفوذ كامل داشت و بر خلاف صرفهء آنها بود . عمر آخوند يا عمر عثمان شهرتى پيدا كرده است . راه مشهد مسدود است . مراسم اسم‌گذارى شب چهارشنبه 17 - شب شش اسم‌گذاران پسر امير امجد پسر حاج فخر الملك بود ( از مهر الدوله دختر سردار ناصر مرحوم ) . سواى پسرهاى حاج فخر الملك و سالار [ اعتضاد ] پسر معتضد السلطنه من و دائى جان ، سردار ناصر ، سالار اسلحه‌دارباشى داماد ديگر سردار ناصر بوديم . مهمان زنانه هم همان خانوادهء فخر الملك بود . يك دسته مطرب بود ، محترم يهودى تارزن ( ممكن نيست رو نگيرد در حالىكه مسلمانها رويشان باز است ) . رقاص اينها دخترك جوانى بود . گفتند اسمش روشن است . در اين بين تازه‌گل آمد پيش اين مطاربه نشست . دخترك رقاص برخاست و رفت . تازه‌گل با تغير زياد و آمرانه او را صدا زد . بعد از ناز و غمزهء زياد روشن آمد . من از اين حركات متعجب شده پرسيدم چه حكايتى است . تازه گل گفت اين روشن دختر دايهء زينت السلطنه همشيره‌زادهء شماست ( همشيرهء عميد الملك ) . پدر سوخته از دخترى مايل به اين كارها شد . حالا از من شرم مىكند . من اوصاف او را شنيده بودم . افخم الدوله هم هميشه توى خيابان با او صحبت مىكند ، گاهى پول مىدهد . صدايش زدم آمد نزد من نشست . بعد از قدرى