قهرمان ميرزا عين السلطنه
7131
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
طبيب خود را روانهء شمران مىكند . سالار السلطنه در اين موقع مىرسد و طبيبها مىرسند . فصد و زلو تجويز مىكنند . خون مىآيد و كمى اميدوار مىشوند كه باقى مىماند اما بطور فلج و استرخا . والاحضرت كه نصفه درويش است دو مرتبه عيادت مىكند . مردم ديگر عيادت مىكنند . هيچ تكلم نمىكرده است . دو ساعت به ظهر روز شنبه مانده حملهء ديگرى عارض [ مىشود ] و دار فانى را وداع مىگويد ، رحمة اللّه عليه . حصار فرج - سر قبر ظهير الدوله نعش او را در زير اسطلخ قصر ملك زير درخت داقداقانى كه آنجاست و قبرستان كوچكى مال حصار فرج است دفن مىكنند در سر راه تجريش جعفرآباد امامزاده قاسم نزديك خانه و باغ سلطان على خان مرحوم و پل . وصيت ظهير الدوله شيخ محمد ملاى تجريشى كه براى نماز رفته بود مىگفت دراويش گيسوان را باز كرده دم گرفته هوهو مىكردند و تمام آب نجس غسل آقا را به سر و صورت خود ماليدند . از قرار گفتهء مولوى ، شش هفت روز قبل به مولوى مىگويد كه گمان مىكنم رفتن نزديك شده باشد . پسرهاى من نيستند ( يكى عراق ، ديگرى كرمان است ) به شما چهار وصيت دارم . اول مرا در اقرب قبور مسلمين دفن كنيد . دوم براى تشييع جنازهء من به مردم زحمت ندهيد . سيم برد يمانى و پارچهء اعلاى كفن لازم ندارم ، پارچهء ارزان ايرانى ، براى موشها همان بس است . چهارم خودت خودت بايد كمال مواظبت را بكنى كه پنبه به مقعد من نتپانند . شايد اين مطلب را مرده از كرامت بدانند . اما خير بسى اوقات از اين حرفها آدم مىزند كه گاهى مطابق واقع مىشود . چادرى سر قبر آقا زدند فرشى و قارى گذاشتند تا بعد بقعهاى بنا شود . صفات ظهير الدوله ظهير الدوله على خان قاجار دولو پسر محمد ناصر خان ايشيك آقاسىباشى از رؤسا و محترمين قاجاريه ، لقب عرفانى او « صفا على شاه » بود . صفا تخلص مىكرد و صفا على