قهرمان ميرزا عين السلطنه

7130

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

شد دستكش نيست . امروز استعمال حنا خيلى كم شده جز در همان اصناف كه نوشتيم . به جاى حنا خانمها آب‌پور استعمال مىكنند . آن هم نه همه ، هركس ميل داشته باشد . حنا و رنگ هم در خانمها منحصر به پيرهاست و البته براى زن پير خوب است نه براى من و شعاع الدين ميرزا . رنگ در فرنگ يك مدتى هم قبل از جنگ در اروپا مد شده بود كه زلفها را خانمها به رنگ لباس مد آن ماه با سال يا هر وقتى كه به آن رنگ لباس مىپوشيدند رنگ مىكردند . مثلا لباس سفيد پوشيده بود تمام موى خود را سفيد رنگ مىكرد . سبز پوشيده بود سبز ، سرخ ، سرخ و قس عليهذا . من اشكال و صور آن را در لندن نيوز بسيار ديدم . گويا اين مد امروز متروك شده باشد . وفات ظهير الدوله قضيهء هايله كه روى داده و عموم مردم بايد از فقدان آن متأسف و متأثر باشند سكته و فوت ناگهانى آقاى ظهير الدوله ميرزا على خان دولو قاجار صفا على شاه است كه به واسطهء نيكى فطرت و پاكى طينت معظم له من بايد قدرى بسط كلام بدهم ، به قدر اطلاع و وسع خودم . بنابر تحقيقاتى كه خودم از جمعى موثقين نمودم از آن جمله است حضرت و الا شاهزاده سالار السلطنه كه از ارادت كيشان صميمى آقاست و همان‌روز آنجا بوده است صبح كلفت آقاى ظهير الدوله معمولا چاى و نان آقا را مىبرد مىبيند به غير معمول خواب است . مىگذارد و مىرود ( آقا پس از فروغ الدوله كه ملقب به ملكه ايران شد ديگر عيال نگرفت و در خانهء او فروغ الملوك دختر بيوه‌اش با دو كلفت بود ) . پس از ربع ساعت مجددا به اطاق مىرود . مىبيند آقا مشغول خوردن چاى و نان است اما گرفته و ساكت . پس از اتمام چاى بلند شده به شتاب مستراح مىرود . درويش موسوم به مولوى نزد آقا مستخدم و نديم است مىبيند خيلى طول كشيد ، گمان سانحه مىكند . مىرود به مستراح مشاهده مىكند آقا تكيه به ديوار داده خر و خر مىكند و يك دستش به دكمهء شلوار است ، قدرت انداختن ندارد . فورى مولوى دگمه را انداخته و آقا را بيرون مىآورد . به محض آمدن بيرون به شتاب هرچه تمامتر مىرود به اطاق . مولوى از عقب او تا داخل اطاق مىشود مىبيند آقا نقش زمين شده و هيچ حركتى ندارد . تلفن به قلهك مىكند به دكتر نليگان و به شهر به قوام الدوله دامادش . او هم به دربار تلفن كرده وليعهد اعلم الملك