قهرمان ميرزا عين السلطنه

7018

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

نفر با بليط ، بىبليط به سمت مجلس رفت . ازدحام غريبى گفتند آنجاست . خانهء عميد الدوله يكشنبه 29 ماه رمضان ، 15 ثور - ديشب به شاهزاده معتضد السلطنه وعده داده بودم سه ساعت به غروب مانده خانهء عميد الدوله حاضر باشم . بيدار شدم فورى ساعت را نگاه كردم ديدم چهار و نيم از ظهر مىگذرد . خيلى به عجله لباس پوشيدم و بدون لحظه‌اى درنگ حركت نمودم . راه دور است اما ما سوقانى شده‌ايم . رسيدم در بسته بود . در زدم گماشته آمد گفت شاهزاده خواب است . مجددا ساعت را نگاه كردم ديدم باز چهار و نيم است . آن‌وقت ما شاء اللّه فهميدم كه ساعت خراب است . بيدار شد و به اطاق رفتم . وقت هيچ‌كارى نبود و براى آن‌كه به كلى از زمرهء معصيت‌كاران نباشيم تخته‌بازى شد كه سالها بود من متاركه بودم . بعد كاشف السلطنه آمد كه پنج ماه بود نقرس داشت و خانه افتاده بود . نشستيم تا نزديك غروب . بعد مرخصى خواسته خانه آمدم . قسم وكلا - مجلس سنا حاج وكيل و روشنك افطار آمده بودند . زينب هم امروز پاگشا شده و مسجد سپهسالار رفته بود . ديشب اول رئيس قسم خورد . بعد اعضاء رئيسه ، سپس سى و يك نفر از وكلا به ترتيب گذشتن اعتبارنامه ، تتمه مانده براى شبها يا روزهاى ديگر . للّه الحمد اين مرحله هم علىرغم بىانصافها ، مذبذبها گذشت . ديشب به‌قدر چند هزار نفر دم مجلس جمع شده بودند و شايد اگر قسم نمىخوردند يك آشوب بدى برمىخاست . هشت نفر از وكلا معين شدند كه روز عيد خدمت والاحضرت شرفياب شوند . اين‌هم يكى از مسائل عمدهء قانونى بود . معاندين مىگفتند و مىنوشتند چون بعضى از مواد قانون اساسى مجرى نشده اين تحليف هم نبايد بشود . جواب موافقين مىدادند كه اگر يك‌چيزى را مردم نخواهند دليل نمىشود كه از چيزى ديگرى بدشان بيايد . سنا را هم داير كنيد ، چرا گرو قسم مىكشيد كه در فصل شانزده ذكر است . وانگهى آنجا نوشته تا زمانىكه سنا برقرار نشده مجلس شوراى ملى قائم مقام اوست و براى قسم قايم مقام ديگرى ذكر نيست . شاهزاده عميد الدوله اشعارى گفته بود به خط خودش من به اين صفحه منضم كردم « 1 » .

--> ( 1 ) - دو صفحه بعد عكس آن چاپ شده است .