قهرمان ميرزا عين السلطنه

6991

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

كمتر منبر مىرود . دو پسر خوب دارد . شايد بعدها جاى پدر را بگيرند . روضهء شيخ محمد پس از قرائت خطبه سلام و تحيات كمى داخل صحبتهاى امروزه شد كه من خيال مىكردم تمام وعظ و روضهء امروز راجع به تبعيد و حبس و مسافرت خودش خواهد بود . ظن من به خطا رفت و همين قدر گفت رئيس الوزراء تعقيب امرى را به جد و جهد مىكند كه مردم به آن راضى و مايل نمىباشند و عجب آن‌كه بعد از آن احساسات و اقدام كه بر عليه آن بروز و ظهور كرد باز هم منصرف نشده است . در مسافرتهائى كه اين مدت نمودم همه‌جا اين مظالم ، اين اخلاق و عادات و قوانين جديد را به گردن اهالى طهران مىگذاشتند و به شما مردم طهران بىپرده نفرين مىنمودند كه شما باعث شديد ، شما همراهى كرديد . اما از اين نهضت جديدتان كه يك مرتبه از همه‌چيز گذشته در مخالفت با اين حرف تازه كه مفاسدش هزار برابر آن مشروطه بود ايستادگى كرده و جان‌نثارى نموديد همه ممنون و متشكر شده و انشاء اللّه نام بد خود را نيكوتر خواهيد نمود . اما مردم در خارج طهران آن قسم كه بايد بدانند نمىدانند . همه مكاتيب سانسور است . مردم ولايات خيلى در فشار و تضييق واقع شده‌اند . اگر عمرى باقى بود براى شما وضعيات ولايات را بيان خواهم كرد . روز هشتم ماه روز سردى بود ، باد سردى مىآمد من پير عاجز را گرفتند حركت به سمت همدان دادند . قزاق مرا مىخواست زنجير كند . گفتم من ناتوانم قابليت زنجير ندارم ، توانائى فرار ندارم . ديگر محتاج نمىباشيد . بعد شروع به روضه كرد . بسيار خوب روضه خواند و مجلس ختم شد . بعد شخصى فرياد زد همه‌روزه آقا عصر منبر مىرود و منبر را هم در صحن مسجد مىگذارند ، مردم همه بيائيد . روزنامهء سياست اسلامى امروز « سياست اسلامى » ورقه‌اى منتشر نمود كه تمام مردم خريدارى كردند . اول مقاله نوشته مطالعات افلاطون الهى راجع به جمهوريت . من يؤتى الحكمة فقد اوتى خيرا كثيرا . گر بريزى بحر را در كوزه‌اى * چند گُنجد قسمت يك روزه‌اى چون مقاله علمى و ادبى و مفيد بود عين آن را ضميمه كتاب نمودم « 1 » .

--> ( 1 ) - اين مقاله در بخش پيوستها ، شمارهء 3 ، چاپ شد .