قهرمان ميرزا عين السلطنه
6965
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
خرج كرد و تلاش كه نمود ) . در طهران همچو شايع شد موجد اين نهضت سردار سپه است . سفارت انگليس بهترين موقع بهدست آورد براى آن ضربهاى كه سردار سپه در مسئلهء نفط شمال به آنها زده بود . در صورتى كه دادن امتياز به سنگلر از نقطهءنظر سردار سپه ضربت نبود بلكه سردار سپه از نقطهءنظر افكار عمومى و سياست خارجى و لايحهء قانونى مجلس چهارم قضيه را حل كرد ( كجا حل شده تازه به مجلس بعد از دو سال رفته است ) . چون يك ضربت اقتصادى به انگليس بود در مخالفت با سردار سپه اقداماتى كردند ولى عاقلانه . آنوقت از متانت و خونسردى انگليس شرحى مىدهد و بعد مىرود سر روسها . بعد از يك مقدمهبافى پوچى اين نتيجه را مىدهد : مخالفت روسها به دو علت بود : يكى با سردار سپه تا او را به خويشتن نزديك كنند و تقاضاهاى خود را انجام بدهند . ديگرى جلوگيرى از يك حكومت نيرومندى كه راه و رخنهء دسيسههاى خارجى در آن مسدود بود ( به كدام دليل يك همچو حكومتى تشكيل مىشد ) . بديهى است وجود يك شاه ضعيف الفكر ، ضعيف النفس ، پولپرست ، عياش و مخالف اصلاحات ( شاه كه در مملكت مشروطه ما هيچ اختيارى ندارد ، چه ضعيف النفس باشد چه قوى الاراده ) يك زمينهء مساعدى براى سياستهاى خارجى است و روسها مايل نبودند يك حكومتى در تحت قيادت شخص توانائى مثل سردار سپه وجود داشته و اين براى سياست روسها خيلى بد بود كه قبل از خاتمهء مذاكرات آنها و انگليس و روشن شدن سياست دولتين ايران جمهورى شده از ذل احتياج دولتين آسوده شود ( تا جمهورى شد فورى و بههمين زوديها رفع مىشود ) . اين فراز از همه آنها كه نوشته شد اهميتش بيشتر است . در موضوع مخالفتها يك حدس ديگر مىزنند و آن حدس اين است كه اين سفارت طهران است كه به اين ماجراجوئى متشبث شد و راپرتهاى غلط به مسكو داده است و دليل خود را مندرجات بىسيم مسكو مىدانند كه در آنجا از جمهوريت تعريف نمود و يكى از مخالفين را قائد جمهورى معرفى كرده است . ( پايان مقالهء شفق سرخ ) نامهء اختر السلطنه دو يا سه روز قبل كاغذى از طرف اختر السلطنه « شفق » منتشر نمود در مذمت ميرزا عبد اللّه كه گفته است پشت سر مجتهد ، عالم هركس بدگوئى كند كافر است و آنوقت شرحى نوشته بود كه چرا كافر است ، كجا همچو آيه و حديثى هست . چرا مردم خصوصا