قهرمان ميرزا عين السلطنه
6966
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
زنها را اغفال مىكند . ميرزا عبد اللّه جواب داد و بعد گفت من اختر السلطنه را نمىشناسم ، مردها هم نمىشناسند . از خانمها خواهشمندم تجسس نموده و به من معرفى كنند . امروز شفق باز شرحى نوشته اما ديگر از قول اختر السلطنه نيست از قول خودش است . جواب شفق سرخ به ميرزا عبد اللّه واعظ به مداح وثوق الدوله ، به واعظ قرار داد : ميرزا عبد اللّه واعظ ( لقب تازه داده معلوم شد قرارداد واعظ و همهچيز داشته كه كسى نمىدانست . فردا اگر يك نجارى هم نجارى فلان روزنامهنويس را مجانا انجام ندهد نجار قرارداد است ) . شنيدم ديروز بر منبر كه مخصوص هدايت افكار و تهذيب اخلاق است ناسزاهائى نسبت به من گفتهاى كه شايستهء خودت بوده است . تو مستبدى هنوز هم بر ضد مشروطيت هستى ، لذا من متوقع نيستم طرفدار جمهورى باشى . البته از دماغ خرفتآلود و روح تاريك و ريش بلند تو غير از اين شايسته نيست ( فقط مىدانم ريش ميرزا عبد اللّه بلند نيست ) . تو مداح وثوق الدوله هستى و چهار سال قبل در همين منبر از مقام خود سوءاستفاده كردى و طرفدار قرار داد ، پس حق دارى به مخالفين وثوق الدوله فحش بدهى ( اسم وثوق الدوله و قرارداد پيراهن عثمان است ، طردا للباب به ميان مىآورند ) . تو قبل از قم در يكى از نواحى شهر با يكى از اعضاء سفارت انگليس خلوت داشتى و دستورالعمل كامل گرفتى ، لذا حق دارى به مخالفين آن سفارتخانه حمله كنى . تو بيسوادى و از حقايق اسلاميه خبر ندارى ، حق دارى نفهمى . تو سالى دويست تومان حق روضهخوانى از دربار جنايتبار قاجاريه مىگيرى و بتهاى قجرى را پرستش مىكنى . پس حق دارى نسبت به دشمنان معبودهاى خاكى خود ناسزا بگوئى . ولى يكچيز حق تو نيست كه جاهلانه بدان مبادرت كردهاى . تو حق ندارى به ديانت و عقايد قلبى من حمله كنى . كسى براى تو مسلمان نيست ، تو مفتش عقايد دينى مردم نيستى . من خدا را بهتر از تو مىشناسم و محمد را بهتر از تو ستايش مىكنم . حق ندارى به يك مسلمان و مسلمانزاده كه در مهد علم و روحانيت پرورش يافته و بيشتر از تو زحمت كشيده ، تحصيل كرده نسبت لامذهبى بدهى . راجع به مقالهاى كه در « شفق سرخ » نوشته شده بود اگر سوءفهمى براى چند نفر نادان مثل تو روى داده است در شمارهء بعد توضيح دادم كه غرض از نگارش آن سطور چه بوده است و معناى آن در نظر اهل فن و عموم مردمى كه خداوند آنها را از حليهء فهم عارى نساخته و روحشان به اغراض پست مانند تو آلوده نشده است اين بود كه پيغمبران مهمترين عامل تطور حسيّات زندگانى بوده است ( چون نوشته بود پيغمبرها آكتور