قهرمان ميرزا عين السلطنه
6941
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
و براى نقطه اتكاء از ميان بردن سردار سپه با نقشههاى قوام السلطنه ، براى اصلاح مجلس ، ترتيب دادن نهضت خر و ترويج ارتجاع و تهيهء يك اكثريت از رفقاى همفكر طماع الشعرا و تدارك مجلس سنا و اشراف با سفره . سپس براى يك رياست وزراء قوام السلطنه و شش وزارت هركس را كه بيشتر لياقت اختلاس و پول رساندن به اين جانب و رفقا را داشت مىتوانستيم بهدست آوريم . ( پايان مقالهء ناهيد ) تا به آخر از اين قبيل است . باز فرمانفرما ، باز حاج معين ، باز پول سفارتها . « كرى كتور » آن صورت سردار سپه است . دامنهء كوهى افتاده چندين خرس هريك سنگ بزرگى برداشته مىخواهند به سمت او پرتاب كنند . كنايه از دوستان اوست و تمثيل دوستى خاله خرسه . عمليات سردار سپه ما معنى اين اصلاحاتى را كه مىنويسد سردار سپه مىخواست انجام دهد نمىفهميم . سردار سپه فقط لياقت خود را در قشون ثابت كرد ( اگرچه كسى از حساب آن سر درنبرده و حسابى نداده . عده معلوم نيست ، مواجب ، جيره ، قيمت ملبوس ، قيمت اسلحهء خريدارى و غيره به كلى بر همهكس حتى سركردگان مخفى و مستور است . غارتها ، چپاولهاى اموال مردم از قبيل اقبال السلطنه ماكوئى و غيره و غيره ) . ليكن در رياستوزرائى و اين رل جمهورى و آن حركات در مجلس و غيره مدلل داشته كه لياقت كار ديگرى ندارد . بىجهت هم خودش را آلوده به اين كارها كرد . در آن كار وجودش براى مملكت نافع بود و در اين كار مضر ، بالاخره ضايع خواهد شد و افسوس دارد . بر پدر مشاورين و دوستان او لعنت كه بهقول مدرس پس از مدتها ايران يك نصف آدم پيدا كرد او هم به خودش . . . « 1 » سردار سپه چطور راهآهن خواهد كشيد ، از كجا و كدام پول ، كدام دولت ، چطور معادن را بيرون خواهد آورد ، چه اصلاحاتى مىكند كه بر ما پوشيده است . اينها را براى اطفال بايد نوشت يا براى آنهائى كه در افريقا و اقيانوسيه مسكن دارند . يك معدن نفطى را با آن مرافعهها ، دادوبيدادها به امريكائى دادند مگر گذاشتند ، كمپانى را نابود دارند مىكنند . مستشار ماليه آوردند مگر انگليسها گذاشتند . آنچه بايد بكنند به راهنمائى و دستور آنهاست و روزبهروز ماليهء ما بدتر و هرجومرجتر مىشود « 2 » .
--> ( 1 ) - نقطهچين در اصل است . ( 2 ) - عكس آن تصورات موهوم بود ، به همه معلوم شد لياقت همه كارها با بىسوادى دارد . بالاخره به -