قهرمان ميرزا عين السلطنه
6911
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
نوشتهء عونى بيك افندى از اين انبار و بازار فحش گذشتيم ، چند نفر جوان شاگرد مدرسه روزنامهء امروز « ستارهء ايران » را كه باز مثل ديروز مزخرفاتى و تلگرافاتى چاپ نموده بود قرائت مىكردند و به هر كلمهاى ايراد وارد نموده فحش مىدادند . منجمله سطرى نوشته بود كه من نه با شاه دشمن هستم نه با ديگرى دوست . به حق خدا محض عظمت اسلام مىنويسم و مىخواهم به مردم بفهمانم كه حكومت جمهورى با خلافت صدر اسلام يكى است . اى مردم سلطنت بر خلاف شريعت است ، جمهورى عين اسلام و شريعت . امضاء : عونى بيك افندى . صبا و پول سردار سپه گفتند صبا ديوانه شده . پولها او را مست كرده . پدر سوخته ، ما به حرف عونى بيك افندى چه اعتنا داريم . اين تشبثات چيست . بعد يكى گفت سردار سپه پولى كه داده از اينها تمسك گرفته و شرط كرده امروز كه بدان شرط وفا نشده و صورت نگرفته چون مىدانند پس خواهد گرفت . اين است كه دست و پا مىكنند عونى بيك را شفيع قرار مىدهند . سخنان ميرزا عبد اللّه واعظ عليه سردار سپه ميرزا عبد اللّه واعظ معروف در اين مسجد وعظ مىكند و امروز يك ساعت حمله به سردار سپه و جمهوريها و بابيها آورده بود . علنى فحش داده است و گفته مردكه تو مىخواهى روى زنت را باز كنى بكن مثل كمال پاشا . مردم ، شما هم تماشا كنيد لذت ببريد . اما چهكار به كار زن من ، خواهر آن و صبيهء ديگرى دارى . تو كى بودى كى شدى . كه تو را بدين مقام رسانيد . به جاى آنكه به اسلام خدمت كنى جنايت مىكنى ، تو چه حد آن را دارى كه در مجلس شوراى ملى مردم را با سرنيزه خارج كنى . ما قشون مىخواهيم كه خدمتگذار و مطيع ما باشد نه متمرد و عاصى ، نه براى استفادهء اشخاص . نه براى عظمت و كبر و غرور تو . اگر معناى قشون براى مملكت اين است ما چنين قشونى لازم نداريم . وصف يك تفريح پاطيل شريكه از گرسنگى و روزه به كلى در رفته بود و اصرار داشت برويم . من گفتم زود است . گفت آخر تهيهء افطار . گفتم شرف تهيه كرده . گفت تو هنوز جوانها را نشناختى