قهرمان ميرزا عين السلطنه
6903
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
حصير و زيلوى پاره پاره . آنجا كه خود امام گردن شكسته نماز مىكند نصف ، ما بقى زمين است آن هم مملو خاك و گچ و غيره . طاق بزرگ زير گنبد كثافت كبوتر چند ساله . معلوم نيست اينهمه وقفيات چه مىشود . آتش زدن كتابخانه پسر يمن الدوله را ديدم حال شاهزاده را پرسيدم . گفت كرمانشاهان رئيس بلديه است . از وضعيات آنجا پرسيدم . كاغذ پدرش را درآورد كه سلطنتطلبها ريختند قرائتخانه و كتابخانه را آتش زدند و نهايت اغتشاش روى داده . دور نيست كشتار و جنگ هم بشود . در دهات شهرت كرد شاه با بالن به طهران رفت ، همه دهات چراغان نمودند . عراق هم منقلب است . مشهد نظام التوليه وكيل مشهد نيز كاغذى نشان داد كه به قدر شش هزار نفر با چوب و چماق حركت كرده و هركس را مخالف بود بابى گفته و مىزدند . امير لشكر با عدهاى نظامى رسيد . اطاعت نكردند هفت تير كشيده چند تير انداخت . نظاميها هم چند تيرى به هوا انداختند . در اين بين رگبار شديدى آمد كه آن باعث تفرقه شد تا فردا چه پيش آيد . بابى و مسلمان كمكم همهجا شلوغ مىشود . بدتر از همه حكايت بابى و مسلمان است كه پلتيك ناصر الدين شاه آن را به كلى خاموش نموده بود و اينك به واسطهء اطرافيان سردار سپه شرربار مىشود . بهائيها مخفى بودند . در اين مدت مشروطه كمى آشكار [ شدند ] و تقيه را كنار گذاشتند . در اين نغمهء جديد ، عامل مهم و محرك عمدهء سردار سپه آنها بودند . تا كار بدين جا رسيده كه خداوند حفظ كند . تصورات مىكنم ، شايد عكس آن شد . ما ظاهر امر را مىنويسيم ، باطن را خدا مىداند . على اى حال نتيجه كه وهن شاه و خورد شدن استخوان اين مرد بزرگ باشد با اغتشاش و عدم امنيت مملكت كه مستلزم آن دوتاست صورت گرفت كه عين آمال و آرزوى انگليسها بود . اين هم كابينهء كارگر كه جرايد و مردمان سطحى ما شوق و شعف داشتند . بايد منتظر بود نتيجهء كنفرانس لندن ، بعد از اين فتح يا شكست كه ما باز درست حقيقت را نمىدانيم - با روسها به كجا خواهد كشيد .