قهرمان ميرزا عين السلطنه
6904
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
نقشهء هاوارد وقتى كه سردار سپه با مدرس در اين مطالب گفتگو مىكرد مدرس گفته بود بفرمائيد مستر هاوارد چه نقشه كشيده و به شما چه دستورى داده تا من از روى آن عمل كنم . من كه نمىدانم . گفته ماست بخوريم تا من هم بخورم ( هاوارد نايب و مترجم سفارت انگليس است ) . اينك ما هم نمىدانيم شكست است يا فتح . هاوارد چيزى نفرموده است . مقالهء قانون « قانون » همانكه آن مطالب را مثل همه مىنوشت و حالا تغيير لون و مسلك داده جز آنكه ناگزير است باز تعريف از سردار بكند . بگذار مثل سابق به ما بتازند و با آتش دسيسه و حسد در خرمن افتخارات ما كه حقگوئى و حقيقتنويسى است شراره زنند ( همه جرايد اين عبارت را مىنويسند . ما نمىدانيم كدام حقيقت دارد ) . بگذار دشمنان واقعى اين مملكت كه هر خدمتگزار و عنصر فداكارى را از راه دشمنى و يا از طريقهء دوستى به خاك نشانيدند كار خود را بكنند و براى يك دستمال قيصريهها را آتش بزنند و براى يك سيب سرخ درختها را از ريشه درآورند . بگذار وظيفهخواران و آلتهاى بلا ارادهء اجنبى تا آخرين رمق در خرابى اين مملكت و بيچارگى اين مردم كه به نان شب محتاج مىباشند سعايت كرده هرروز يكى از پردههاى نيرنگ اجانب را به يك اسم و عنوان بالا زده مقدسات و افكار مقدسهء متنورين ايران را به كثافت خودخواهى و بىفكرى خويش آلايش داده روزبهروز عكس العملهاى خونين و نتايج خبطهاى خود را به اقبح وجوه براى عقب افتادن فكر اصلاحات بر سر ما و ملت بىگناه ايران ببارند ( هجده سال است ما از اين مقالات مىخوانيم . نه منور الفكر را شناختيم نه آن اجنبىپرست را ، زيرا همه به همديگر همين نسبتها را مىدهند . ) بگذار ما را مخالف و خود را موافق دلسوز معرفى نموده ما را به گناه گفتن و نوشتن حقايق مورد خشم و خود را به پاداش پوشيدن حقايق و استتار قضايا مورد ملاطفت و احسان قرار دهند . بگذار ، بگذار كه احدى مانع نشده و نمىشود . در تعريف خود و تكذيب دستهء ديگر زياد نوشته . سپس مىنويسد خوشوقتى ما از اين است كه خدمات سردار سپه به اين زودى