قهرمان ميرزا عين السلطنه

6834

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

جلو . به « اونور » ش « 1 » برخورد . گفت ميل دارم پياده بيايم . گفتم به جهنم و درشكه حركت كرد . جواب مدرس به سردار سپه سردار سپه به مدرس پيغام استمالت داده كه خر بود ، ابله بود نسبت به شما بىاحترامى كرد . مدرس جواب گفته اين سيلى را دست تو زد نه آن بىدين . من كو به همان عقيدهء خود باقى هستم و به اين چيزها از ميدان نبرد در نمىروم . مدير السلطنه به ملاقات مدرس رفته بود . گفته بود پس از مدتها ايران يك نصفه آدمى پيدا كرد او هم كو به خودش ريد . دخالت در نهضت ملى خالصىزاده در مسجد شاه وعظ كرد ( امروز اعلانى وزارت داخله كرد كه نطق و مطابع آزاد است به شرط آن‌كه از نزاكت خارج نشوند . از دخالت در اين نهضت ملى كليهء اتباع خارجه ممنوعند . هريك از اتباع داخله از رعايت اصول قوميت و مليت تخطى نمايد از حقوق مدنى نفى ، تبعيد ، اعدام محروم نخواهند بود ) كه اعلان مىكنند اتباع خارجه داخل نهضت ملى نشوند ، يعنى من ساكت باشم ، من اتباع داخله‌ام . گواه صادق من جواز حركت من است كه قونسل ايران داده . گواه ديگر من تلگراف رويتر از قول انگليسهاست كه چون خالصىزاده تبعهء ايران بود و دخالت در امورات بين النهرين كرد اخراج به ايران شد . خوب آقاى رئيس الوزراء تو كه تبعهء بين النهرين را وكيل مملكت ايران و در پارلمان نشانده‌اى ( سركشيك‌زاده ) آن‌وقت اين اعلان را مىكنى . مردم ، فردا حاضر شويد برويم مجلس و مطالب خود را بطور اجماع بگوئيم . بايد دست انگليس كوتاه شود ، بايد دين و ناموس مردم ايمن باشد ، چه و چه . رفراندوم فردا تهيه و تدارك فردا به‌خوبى ديده شده . رفراندم فردا معلوم مىشود كدام است . سردار سپه به اتكاى بابيها خود را ضايع كرد . به او خدايار خان و دبير اعظم اطمينان دادند كه ايران چندين كرور بابى دارد ، همه از روى صداقت براى انتقام و براى كسب آزادى خود همراه [ اند ] ، جان و مال را نثار مىكنند . همين هم شد دادند ، جز اين‌كه بابى

--> ( 1 ) - كلمهء فرانسوى honneur - حيثيت - شرافت .