قهرمان ميرزا عين السلطنه
6800
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
سعد الدوله يكصد و پنجاه الى دويست هزار تومان از بانك روس كه متعلق به دولت شده و از خود دولت در ايام محمد على شاه و تصدى رياست وزرائى خود طلبكار است اين بساط را براى همراهى سردار سپه ، براى وصول مطالبات خود راه انداخته است . نظام السلطان پريشان شده وكالت و حكومتى نگرفته گفتگوى حكومت فارس را دارد و بدين لحاظ مىخواهد بلكه وكيل يا حاكم شود . ناصر السلطنه مبلغى به دولت از بابت ماليات بدهكار است . در مقابل ادعاى طلبى از همان عهد محمد على شاه و هنگامهء باغ شاه دارد كه اگر اين طلب قبول شود مبلغى دستى بگير خواهد شد . ايشان هم به اين شيوه ميل دارند كلاه دولت را بردارند . هيچكس در ايران حرف مفت نمىزند . همه براى يك مقصودى و نفع شخصى است . عقيده و مسلك و براى خاطر خدا و خلق نيست . سردار سپه و سالار الدوله برويم باز سر صحبتها . نظم الدوله مىگفت ديروز جمعى نزد سردار سپه رفته بودند . موفق الدوله يكى از آنها بود . به من گفت رئيس الوزراء خيلى بشاش و خندان وارد اطاق شد و به همه دست داد و گفت صحبت مضحكى دارم برايتان بگويم . به من معلوم شد به سالار الدوله در اروپا بسيار سخت مىگذرد . تلگراف به او نمودم حوالهء پول دادم و نوشتم بيايد طهران ترتيب آسايش او را بدهم . اعليحضرت تلگرافى به من نمودهاند خيلى مضحك كه از نوعپرستى شما ممنون شدم . انشاء اللّه سالار الدوله را با خودم به ايران مىآورم . اين نمىداند اينجا چه خبر است ، چطور خواهد آمد ، از كجا مىآيد . مگر اين يك نفر آدم ندارد كه به او بنويسند ايران چه انقلابى است ، چه حكايتى است . نيز تلگرافى به علماى تبعيد شده نموده است كه من به زودى كار شما را انجام مىدهم كه مراجعت كنيد . خودم هم از راه عتبات مراجعت و ديدن از شما مىكنم « 1 » . سردار سپه و انگليسها قولى هم هست كه شاه با ناصر الملك و وثوق الدوله لندن رفتهاند . اما انگليسها مدتهاست وزرا ، شاه و رجال ايران را سنجيدهاند و هيچيك را مثل پهلوان حاضر بازيگر قابل نديدهاند . اين را نمىگذارند شاه و وثوق الدوله را بگيرند كه « آكتور » قابلى برايشان نبودند . مىگفت سردار سپه به رياست جمهور موقتى ابدا مايل نيست ، جز آنكه دائمى
--> ( 1 ) - مقصود حضرات نائينى و اصفهانى است كه از عتبات به ايران تبعيد شدند و در قم اقامت داشتند . ( ا . ا . )