قهرمان ميرزا عين السلطنه
مقدمه 9
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
هشتمين يادداشت اين مجلّد از خاطرات عين السلطنه دربرگيرندهء وقايع و حوادث جهانى و مملكتى و شخصى ميان دو واقعهء مشهورست . آغازش كودتاى 1299 است و پايانش ظهور زمزمهء جمهورى ( اوائل اسفند 1302 ) ، يعنى دو سال تمام . درين مدت چند چهرهء سياسى در ايران دائر مدار امور اصلى بودهاند : احمد شاه ، سيد ضياء الدين طباطبائى روزنامهنويس برجسته ، قوام السلطنه رجل سياسى مبارز ، ميرپنج رضاخان قزاق كهنهكار و نترس . درين مدت مستوفى الممالك و فرمانفرما و مشير الدوله و مؤتمن الملك و مخبر السلطنه ، مصدق السلطنه و تقىزاده و اقرانشان در كارها و مقامهاى مهم مىبودهاند ولى به نفوذ و قدرت آن چند تن نبودهاند . در اين دوره افراد بنامى وجود داشتهاند كه هريك از آنان در گوشهاى از مملكت آوازه مىيابد و هريك به سرنوشتى عبرتانگيز دچار مىشود : ميرزا كوچك خان در گيلان ، كلنل محمد تقى خان در خراسان ، سميتقو در آذربايجان ، كلنل لاهوتى خان در تبريز و بالاخره جهانشاه خان امير افشار در زنجان . از ميان آنها فقط جهانشاه خان امير افشار آرام و بىجنگ و ستيز راه عافيت پيش گرفت . او در منطقهء خود سى سال حاكم واقعى بلامنازع و صاحب املاك و اموال و قدرت بىمانند بود كه اگر نتوانسته بود راه تدبير و مسالمت پيش گيرد سرنوشتش بهتر از اقبال السلطنهء ماكوئى و امير عشاير تالش و خوانين لرستان و قشقايى و خزعل فلاحيهاى نمىبود . قسمتى مهم از خاطرات عين السلطنه درين جلد به احوال جهانشاه خان شخص ارتباط دارد و ازين حيث گنجينهاى است از اطلاعات كه شايد در مآخذ ديگر بدين تفصيل و ريزهكارى نيامده باشد . ( از جمله صفحات 5937 ، 5941 ، 5945 ، 5948 تا 5952 ، 5966 ، 6005 ، 6054 و 6244 ) . قضاوت نيك و بد آن بر عهدهء مورخان است . قسمتهاى مفصلى از خاطرات اين مجلد - بطور پارهپاره - به وقايع جنگل و ميرزا كوچك خان و احمد كسمايى و خالو قربان اختصاص يافته است . مطالبى كه درينباره هست به مناسبت آنكه عدهاى از الموتيها در تشكيلات جنگل راه داشتند و به مناسبت آنكه الموت سر راه كوهستانى تنكابن بود و منظما اخبار جنگوستيز با جنگليها به الموت مىرسيد مفصلتر و ريزهكارانهترست از مباحث ديگر . ترس از بلشويك موجب