قهرمان ميرزا عين السلطنه

5955

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

سرباز و سوار افشار به هزار زحمت سرباز افشاريهء خودمان را شهر حاضر نموديم سه تا را وازدند تتمه پسند شد . بلافاصله مرخص نمودند . به منزل نرسيده مجددا در كمال سختى احضار گرديدند . اينها شهر نرسيده عبد اللّه خان مباشر ديروز آمد كه مأمورين قزاقخانه با احكام طهران آمده با نهايت سختى سوار افشار را مطالبه دارند . آن هم نه سوارى كه حاضر داريم . جوان هجده سالهء تمام‌عيار با اسب دويست تومانى . به‌جاى چهار سوار ما دوازده نفر مطالبه دارند . به هزار ماجرا پنج روز مهلت گرفته شهر آمدم . احكام قزوين را نمىخوانند ، بايد حكم طهران باشد . دو صاحب‌منصب قزاق با يك طبيب و يك منشى و جمعى تا بين خرقان آمده سرباز افشار از روى بنيچهء هشتصد نفرى مطالبه مىكنند . اينجا هم يك‌جا مىخواهند . ما چند جا بايد سرباز بدهيم . تمام مالكين و خوانين افشار شهر آمده‌اند كه عرض و داد كنند . ملاكين دهات خود را هم بفروشند باز چالهء اين‌همه سرباز و سوار پر نمىشود . تلگرافى براى طهران نوشته دادم مخابره نمايد . مىگفت پاى صورت مهر سيف السلطنه بود . او تمام سوار خيارج ملكى خودشان را با آنچه در خرقان سوار بده هستند به اين دهات سرشكن كرده و به كلى مال خودشان را از صورت انداخته است . ما نمىدانيم از بابت اين سرباز و سوار چه بكنيم . چهار نفر را دوازده‌نفر ، آن هم با آن تفصيل ، سرباز را هم يك‌جا قزوين مىخواهند ، يك‌جا هم در خرقان . صاحب‌منصبان قزاقخانه هم بقدرى تفرعن و غرور به‌هم زده‌اند كه حرف با آنها نمىشود زد . دزدى و توقيف عزيز اللّه خان از ديروز عزيز اللّه خان محاسب ماليه و تحويل‌دار را در نظميه توقيف نمودند كه سرقتهاى پيشكاران ماليه و خودشان را بروز بدهند . اگرچه بعضى را بروز داده‌اند اما قناعت به آن نشده است . گفتند امروز عزيز اللّه خان يك فقره دزدى هزارتومانى خود را مجددا بروز داده . يك محاسب كه هزار تومان هزار تومان دزدى كند امنا و پيشكاران ماليه چه‌ها برده باشند كه از همه اين پولها يك شاهى به جيب و كيسهء من نرفته حتى مال خودم هم رفت . اكرم الملك ابراهيم ميرزا از طهران آمده از امير اسعد جويا شدم ( مدتى محرر امير و نزد او بود ) .