قهرمان ميرزا عين السلطنه
5956
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
گفت خيلى دوندگى كرديم بالاخره راضى شديم سى هزار تومان بدهيم خلاص شود . اولا پول كسى نداد ، ثانى ديديم پول را هم بدهيم خواهند گرفت و مرخص نخواهند كرد . اين بود مراجعت نموديم . اكرم الملك با او رفته بود مراجعت [ كرد ] و خانهء او منزل دارد . دو سال است يك فاحشهء طهرانى را گرفته . خانم ترياكى بوده آقا هم ترياكى شدهاند و روزى چند مثقال استعمال مىكنند . چون مسكرات قدغن شده بيشتر مردم ترياكى شدهاند و عما قريب ترياكى دو برابر مىشود . سه نفر محبوسين قزوين را باغ امجد مقابل باغ و خانهء رفعت السلطان منزل دادند . امروز آنها را حمام بردند . مدرس و ملك الشعرا مردم ايران زمانى كه پرسش نباشد هرقدر بگوئيد شجاع و حرف مفتزن و مزخرفنويس و مغرور و هرزه مىباشند كه به وصف نمىآيد . وقتى كه جزئى زورى و پرسشى بود هيچ قومى و ملتى هم به آن توسرىخورى و مفلوكى و ساكتى نيست . اينها بودند كه با ببر و شير جنگ مىكردند ، امروز مثل گربه مىمانند و قادر به نفس كشيدن نمىباشند . مدرس بود كه با نى قليان خودش تمام عالم را مسخره مىكرد . ملك الشعرا بود كه با شعر خودش آلمان را فاتح عالم مىنمود . اگر آنروز هم كه آنها براى مارك ، براى ليره به سفارت خانههاى آلمان و عثمانى مىرفتند ، آن مستوفى الممالك ناقابل نالايق چهار نفرشان را حبس مىكرد اينهمه دولت و ملت و مملكت ايران خراب و تاراج و يغما نمىشد [ و ] مردم به كشتن نمىرفتند . نامهء شعاع الدين ميرزا براى تفريح جواب كاغذ شعاع الدين ميرزا نوشته شود بد نيست . پس از عنوان و احوالپرسى مىنويسد : برقى به اينبار فرستادنت بزند . ميرزا شكر اللّه خان پروانه را خودم ، آدمم از پا افتاديم تاحال كه پيدا نشده است . همچو شريك دارم كه تجارتم مايه نمىكند . خوب است صورت آنچه را كه فرستادهايد براى بنده ، آدرس خانهء بنده را براى ايشان بفرستيد شايد ايشان بنده را پيدا كنند ، من كه عاجز شدم . اخبارات كه نيست مگر آنچه در روزنامهها هست . احوالات همه خوبند سرما دست از سرما نمىكشد . تكليف بار را زودتر معلوم فرمائيد . شعاع الدين قاجار . باقلا هنوز خرخور نشده و الا ارسال مىشد . طى راه به آن دورى شريكه را خسته و عاجز نموده است . مسئلهء ديگر هماين است كه به اغلب رفقا و دوستان خصوصا برادرزنهايش وعدهء اسبابهاى انگليسى داده و يقين