قهرمان ميرزا عين السلطنه
5951
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
او ظنين شدند و خواستند دستگيرش كنند . اين دفعه ديد خيلى پرزور است با زنوبچه و هرچه ممكن بود حمل نمايد ، از كرسف حركت كرد به سمت همدان و كرمانشاه كه در دست عثمانيها بود . مدتها در آنجا توقف كرد تا بغداد را انگليس فتح كرد رفت آنجا . كاكس با او همراهى كرد . نزد دولت ايران توسط كرد . بالاخره مرخص شد از راه پشت كوه آمد به كرسف . مالش را هم دولت پس داد . سواى آنچه روسها و امناء ماليهء خمسه برده بودند . اينبار بر غضب و شدت و سختى خود افزود . به هركس رسيد صدمه زد . از طرف رفيقش سپهسالار حاكم خمسه شد و پدر خمسه بيرون آمد تا سپهسالار از تبريز آمد . جهانشاه خان و وثوق الدوله وثوق الدوله به هرشكل بود جهانشاه خان را طهران برد ، مردم كمى راحت شدند . به محض آنكه وثوق الدوله استعفا داد جهانشاه خان از طهران بدون مرخصى با اتومبيل حركت كرد . اينجا شهرت داد مرخص شده است . بعد حكم دستگيرى براى ژاندارمرى آمد كه او به سوار خودش و خاك خمسه رسيده بود . نظم الدوله حاكم خمسه در هنگامهء رشت و بولشويكى باز حاكم خمسه شد . پول زياد از دولت و مردم براى تهيهء سوار گرفت . در كابينهء سپهدار استعفا داد و نظم الدوله حاكم شد . چيزى از رفتن نظم الدوله نگذشت كه اين اوضاع پيشآمد و دستگير گرديد و كسى تصور نمىنمود به اين سهولت اين كار خاتمه يابد . جهانشاه خان ، ترياك و مشروب امير بايد هشتاد سال داشته باشد . ترياك مىخورد و حقيقت جنون ترياك دارد . هميشه بايد مقدارى ترياك همراه خودش ، آدمش ، توى كالسكه ، در توى آبدارى و غيره باشد . آنوقت كه من او را ديدم 1319 و 20 مىگفت خيلى مزاجم عليل است . كلاهش را برداشت به قدر يكبندانگشت وسط سرش از ضرب گلوله فرورفتگى داشت . مىگفت به اين واسطه دوران سر دارم و من كه كرسف رفتم حياط كوچكى منزل دادند . لد الورود ديدن من آمد . احتساب الملك هم براى انجام مأموريتى آنجا بود ، او هم آمد . نيم ساعت به غروب مانده صدا زد به تركى بچهها دواى مرا بياوريد . قدرى گذشت من ديدم يك « قهوه سينى » مدور برنجى كه ميان آن يكبطرى چوب پنبهدار ( آنوقت