قهرمان ميرزا عين السلطنه
5892
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
خسارت و صدمه فراهم مىكنند و پشيمانى ندارند با اينحال تقى بيايد كار آنجا دشوار مىشود . اعلاميهء سيد ضياء الدين بيانيهء رياست وزراء عظام دامت شوكته هموطنان ، پس از پانزده سال مشروطيت كه به قيمت گرانبهاترين خون فرزندان ايران خريده شده ، پس از پانزده سال امتحانات و تجربيات و تحمل انواع محن و مصائب ، پس از پانزده سال كشمكش با اشكالات غيرقابلتصور داخلى و خارجى ، وطن ما به روزگارى افكنده شده كه نه تنها هيچيك از سياستمداران وقت نخواستند بار گران مسئوليت زمامدارى را به عهده گيرند ، بلكه حتى مبعوثين و وكلاء ملت جرأت ننمودند كه به وظائف خويش اقدام نمايند و از قبول تحمل اينبار استنكاف ورزيدند . آيا مسبب و مسئول اين وضعيت و بىتكليفى چه اشخاصى بودند . كسانى كه ملت را به وعدههاى مشروطيت و آزادى و استقرار قانون و عدالت فريب دادند . درهمانحال اين مواعيد را حجاب قرار دادند تا در سايهء آن هرجومرج اساس انتفاع شخصى و لجام گسيختگى اصول ملوك الطوايفى قرون وسطى ، اصولى كه با سياهى و تيرهگيهاى فجايع و جنايات احاطه شده بود مستقر سازد . چند نفر اشراف و اعيان كه زمام مملكت را به ارث در دست گرفته بودند مانند زالو خون ملت را مكيده ضجهء وى را بلند مىساختند و حيات سياسى و اجتماعى وطن ما را به درجهاى فاسد و تباه نمودند كه حتى وطن پرستترين عناصر ، معتقدترين اشخاص به زنده بودن روح مملكت و ملت اميد خود را از دست داده كشور ما ايران را درميان خاك و خاكستر سرنگون مىديدند . پژمردگى و افسردگى و بالاخره نزديك شدن آخرين لحظات انديشهآور ادامهء وضعيات را غيرممكن ساخت . موقع فرارسيد كه اين وضعيات خاتمه يابد و موقع فرارسيد كه عمر حكومت اين طبقه سپرى گردد . مسببين فلاكت و پريشانى ايران كه باز هم دست نالايق خويش را از عمارت فروريختهء ايران نمىكشيدند به حساب دعوت شوند . بالاخره روز واژگون شدن و انتقام فرارسيد . در اينروز تاريخى و هولناك است كه ارادهء نيرومند اعليحضرت اقدس شاهنشاهى زمام امور را در دست من جاى مىدهد . مرا روى كار مىآورد . اكنون قضا و قدر مرا تعيين كرده است كه مقدرات و سرنوشت ملت خود را در اين موقع بحران و خطرناك در دست گرفته وى را از آن پرتگاهى كه حكومتهاى بىاراده و نالايق پرتاب كرده بودند نجاتبخشم . با احاطه و اطلاع از مشكلات سهمگين وقت من اطاعت امر