قهرمان ميرزا عين السلطنه

5893

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

تاجدار ارجمند و اين پيش‌آمد را وظيفهء مقدس وطن‌پرستى و انسانيت دوستى گرفته شانه‌هاى خويش را حاضر براى قبول اين‌بار مىنمايم . من امر خسرو متبوع معظم خويش را اطاعت و اين‌بار را قبول مىكنم نه از آن جهت كه به لياقت شخصى خود اعتماد مىكنم ، بلكه اعتمادم اول به خداى متعال بخشندهء نيرو و دليرى است كه خدمت گذاران و پاك نيّتان را هدايت و راه‌نمائى مىنمايد . دوم به شاهنشاه ايران است كه پرتو علاقهء وى بر سعادت وطن مانند خورشيد درخشان و قلبش از فرسودگى و ضعف ملت و مملكتش خونين است . سوم بر قشون شجاع وفادارى كه دشت و هامون را با خونهاى خويش و در راه وطن گلگون كرده ، و بالاخره به حس فداكارى هموطنان عزيزى است كه با چشمهاى باز گذشته را نگريسته و آينده را منصفانه به قضاوت و حكميت خواهند نمود . هموطنان - شما بهتر از همه‌كس واقف و مطلعيد از وظائف شخصى كه در يك چنين موقع سهمگين‌بار مسئوليت را به دوش مىگيرد . زيرا شما هستيد كه حيات و موجوديتتان آغشتهء فلاكت و بدبختى ، ناامنى و بىتكليفى است . هموطنان - لازم است عمارات متزلزل و لرزانى كه مفت‌خواران در آن آشيانه نهاده‌اند سرنگون گردد . لازم است اداراتى كه تأسيس آنها براى اصراف و تبذير مال و پولى است كه با قطرات عرق تودهء ملت تحصيل شده يا بالاتر و بدتر از همه به قيمت شرافت و استقلال وطن ايران از اجانب قرض شده است از ميان برود و به‌جاى آن مبانى محكمى استوار گردد كه وظيفهء خدمتگذارى به مملكت را از عهده برآيد . موقع فرارسيده كه شرافت و استقلال وطن به شكل پول در جيب اين مفت‌خواران فرونرود . بايد سعى و كوشش نمود كه مملكت با عوايد وافى خود اداره شود و براى گردش دوائر مفت‌خوارى محتاج به قرض از اجانب نگردد . انجم اين امر يعنى محو و انهدام مفت خوارى و مبادى امنيت و رفاه و استفادهء كارگران از مشقت خويش ، اولين وظيفهء من خواهد بود . لازم است بنيان عدليهء ما كه مركز فجايع و جنايات است واژگون و معدوم گشته بر روى خرابه‌هاى وى يك عدالت‌خانهء حقيقى كه اركانش مبنى بر عدل و انصاف باشد بنا گردد ، زيرا فقط چنين عدالت‌خانه‌اى مىتواند شالودهء يك حكومت عادلى باشد . لازم است قيمت زحمت و مشقت كارگران و دهقانان « 1 » سنجيده گشته و دورهء فلاكت و بدبختى آنان خاتمه يابد . براى اين مقصود اولين اقدامى كه بايد به عمل آيد تقسيم

--> ( 1 ) - در اصل دهقانيان . و در صفحهء بعد هم همين نحو اصلاح شد .