قهرمان ميرزا عين السلطنه

5888

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مسدود است . طورى كه در اين شب عيد هيچ رعيت براى خريد شهر نيامد . تا امروز چهل و پنج برف آمده است . سوخت ، علف همه‌چيز در شهر تمام شده . آسياها يخ بسته آرد نيست . شب عيد بسياربسيار سختى گذشته . براى مقدارى زغال مردم درب خانه‌ها افتاده‌اند و عوض برنج و روغن و ماهى عيد تمناى زغال مىكنند . آنچه درخت در كوچه و باغهاى شهر بود مردم خريدند . برنج در بازار يك من شاه سه تومان ديشب خريدارى شد . تقريبا قزوين محاصره و قحطى است ( اين برف و سرما در سرتاسر ايران عموميت داشت ) . جمعيت الحاقى به جمعيت عادى قزوين درست پانزده هزار نفر علاوه شده است و بيشتر اين تنگى به واسطهء اين جمعيت فوق العاده وارد گرديده . اين پانزده هزار نفر شامل قشون انگليس و قزاق و ژاندارم ايرانى و مهاجرين رشتى و كلدانى است . عيد نگرفتند امسال در قزوين چنانچه بايد عيد نگرفتند . اول به واسطهء گرانى همه‌چيز ، قند و شكر . ثانى به واسطهء حكومت نظامى و توقيف جمعى از محترمين و تجار و توهم سايرين كه به همان درد مبتلا شوند . ثالثا ايرانيها پس از جنگ و گرانى و آن‌همه صدمات كسل و پريشان و پژمرده شده‌اند . هرچه تلاش مىكنند همان شكم را كافى نيست ، چه رسد به كارهاى ديگر . مكافات عمل سپهسالار هوا امروز آفتاب بود اما سرد . غروب منزل آمدم . هركس از واقعهء دو سال قبل من خبر دارد يا روزنامهء يونت ئيل و تحويل قوى ئيل مرا قرائت كرده باشد كه آن عيد چه به من و به خانوادهء من در باغ امجديه گذشته معتقداتش چندين برابر مىشود كه مشاهده مىكند امسال سپهسالار و پسرش امير اسعد در قزاقخانهء طهران محبوس ، ساعد الدولهء ظالم ناپاك در قزوين كنج اطاق صارم السلطان متحصن قونسلگرى انگليس . ملك ، مال تمام دارائى آنها حتى خانه و مخلفات خانه در ضبط دولت [ است ] و از آتيهء خود به كلى مأيوس مىباشند . اين است عاقبت و نتيجهء ظلم و عدوان ، تعدى و مال مردم‌خورى ، خيانت به ملك و ملت .