قهرمان ميرزا عين السلطنه
5889
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
محل حكومتى پنجشنبه 14 رجب ، چهارم حمل - به اتفاق آقاى رفعت السلطان و اسمعيل خان ديدن حكومت نظامى آقاى كلنل دكتر منوچهر خان رفتيم . شب عيد از عمارت چهلستون به خانهء سردار مفخم رفته خانهء شاهزاده عدل الممالك را هم جبرا تصرف [ كرده ] و تمام محبوسين را هم آنجا فرستاده . آن عمارت چهلستون و باغ و ادارهء معارف و كارگذارى ، اندرون حكومتى ، عمارات نادرى تمام به ادارهء ژاندارمرى برگذار شد كه عده با طاليان را كامل و رژيمان نمرهء پنج تشكيل داده شود . حكومت تنها در اطاق كابينهء سردار پشت ميز تحرير جلوس كرده بود . تعارفات عيد به عمل آمد ، چاى صرف شد . باز از الموت پرسيد و گفت ژاندارمها بيايند عدهء ديگر خواهد رفت و اين عده ديگر تعدى نخواهند كرد ( كه من اين كلمه را هروقت دستهء ديگر برود شنيدهام دروغ بوده بلكه تعدى دستهجات بعد زيادتر بوده . ) زود برخاستيم و آمديم . تمام مبل و اسباب و فرش اطاقها مال سردار است و گفته بوده چون صاحب اين خانه اولاد ندارد خوب است دولت براى ادارهء حكومت ضبط كند . مدرس در قزوين از عدهء محبوسين طهران آقاى مدرس قمشهاى ، آقا شيخ حسين يزدى و نصير السلطنه پسر آقاى محتشم السلطنه را قزوين آوردهاند . تتمه در قزاقخانه و نظميهء طهران توقيف هستند . مدرس خيلى در طهران اهميت پيدا نموده بود . به همه كارها اعم از شرعى و سياسيات دخالتهاى عمده مىكرد . چون خيلى ساده و بىپيرايه به اصطلاح قديم وارسته و عوامفريبانه زندگانى مىكرد محل اعتماد و وثوق مردم شده بود . اسمش سيد حسن است . جزو وكلاست . ضد قرارداد و دخالت انگليس بود و بر عليه آن مىكوشيد . قليان و كاسهء تنباكو و منقل و قورى چاى ، استكان و قنددان قند ، انيس و مونس شبوروز اوست كه بايد دايم در مقابل چشمش باشد . شيخ حسين يزدى از حال شيخ حسين چيزى نمىدانم جز آنكه اين اواخر لايحه بر عدم انعقاد مجلس در جرايد نوشته بود و روزنامهء « ايران » رد نموده بود . ساير جرايد ضد انعقاد مجلس و قرارداد خيلى نسبت به جريدهء « ايران » بدگوئى نمودند ، فحاشى كردند و تكيهكلام آنها اين بود كه به مقام روحانيت اطالهء لسان نموده است .