قهرمان ميرزا عين السلطنه
5887
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
1300 شمسى بسم اللّه الرحمن الرحيم دوشنبه يازدهم شهر رجب المرجب 1339 هجرى ، اول درجهء حمل 1300 هجرى شمسى ، اول فروردين 843 جلالى ، 21 مارس 1921 ميلادى در دار السلطنهء قزوين سال تخاقوى ئيل تركى . تحويل سال امروز يك ساعت و نيم از روز گذشته تحويل حمل بود . خواب بودم صداى توپ مرا بيدار كرد . كلام اللّه مجيد حاضر بود مشغول قرائت شدم . بچهها در اطاق خودشان هفت سين تهيه نموده و مشغول دعا و نماز بودند . چيزى نگذشت آقاى رفعت السلطان و ميرزا اسمعيلخان پسرش و على اكبر خان پسر ديگرش منزل من آمدند ، به اتفاق اول خانهء حجة الاسلام آقاى حاج سيد حسين رفتيم ، بعد ديدن پسرهاى مرحوم حاجى سيد جمال الدين مجتهد كه نوعيد داشتند . از آنجا به آستانهء مباركهء حضرت شاهزاده حسين ( ع ) . ظهر بود خانه آمدم . شال و انگشتر كردن ملكه خانم بعد از ناهار نواب عاليه همشيره با خانمها و جمعى از كلفت و زن نوكرها آمدند و به سلامتى ملكه خانم صبيهء چهارمى مرا براى ميرزا اسمعيل خان شال و انگشتر نمودند . ( صبيهء سيمى من عين الملوك نامزد اين آقا بود قسمت نشد و عيال مهذب الدوله ميرزا باقر خان پسر معتصم الدوله شد و حاليه رئيس كابينهء وزارت امور خارجه است ) . چون خانهء من بيرونى ندارد خانهء آقاى رفعت السلطان رفتم . جمعى ديدن آمدند . چهل و پنج برف - كمى زغال امسال زمستان غريبى بود كه نظيرش را پيرمردها ، نشان نداشتند . از 23 عقرب سرما و برف شد ، الى حال در تمام حياط برف پر است . راههاى دهات و جادههاى بزرگ كلا