قهرمان ميرزا عين السلطنه

5990

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

همان واسطهء سابقهء پدرشان در اين فصل ييلاق يكى دو مرتبه خدمت حضرت اقدس و الا مشرف مىشدند . اما رضا خان با من هم‌محله‌اى بود . خودش طبابت خانهء مرا مىكرد و عيالش با عيال من دوست بود . اغلب خانهء همديگر مىرفتيم . با دائى من معتضد السلطنه هم دوستى داشت و اين لقب معتضد الاطباء را هم او برايش از شاه گرفت . كشته شدن سياوش خان يك پسرش سياوش خان در مدرسه طب ليون درس خوانده بود و رفيق جان در يك قالب يپرم شده بود و در جنگ عبد الباقى خان سياوش خان كشته شد . يپرم محض خاطر او از سنگر بيرون آمد كه گلولهء خطا نشدنى عبد الباقى خان او را هم به درك و اصل كرد . باقر خان چند سال قبل و رضا خان سه سال قبل فوت كردند . رضا خان شرابهاى خوب در خانه مىانداخت و تخته خوب بازى مىكرد . در طبابت هم خوش‌خلق و باتجربه بود . من از اولاد ديگر او خبرى نداشتم ، حتى كاظم خان كه قزوين بود من ندانستم پسر رضا خان است . اين ايام شنيدم كه پسر ديگرى هم على خان نام داشت ، در بين النهرين كشته شده است . اين كاظم خان « 1 » در اسلامبول تربيت شده و نوچهء خوب اسمايث بود ، تاحال كه به اين درجات رسيده است . باقر خان طبيب خانهء نصير الدوله بود و من از اوضاع داخلى و اولاد او خبر درستى ندارم جز اين كلنل كه حاكم قزوين ما شده است . اين‌كه « قمارخانهء لندن » در قزوين باز شده و حكومت شبى پنجاه تومان به اسم اعانه دار الايتام دريافت مىكند براى اين است كه الكسندر نام يونانى شريك كافه لندن كه مقيم رشت بود خواهرش را كاظم خان تازگى گرفته و به واسطهء اين وصلت منوچهر خان حكم داده قمارخانه باز باشد . سردار معظم خراسانى « 2 » وكيل مجلس هم براى اين توقيف شد كه گفته بود اين دختر چهار ماه در رشت خانهء من بود . غلام آستان قدس رضوى يك حكم عادلانهء رئيس الوزرا كه حقيقة عديل و نظير ندارد اين است كه حكم نموده‌اند تمام خدام آستانهء قدس رضوى ( ع ) را خارج نموده قروض حضرت را از ماليهء آنها على قدر سهمهم دريافت دارند . هريك استنكاف از اين حكم نمايند تمام دارائى او

--> ( 1 ) - به كاظم خان سياح معروف شد . ( 2 ) - تيمور تاش