قهرمان ميرزا عين السلطنه
5974
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
بغداد تا انزلى را داشت . خلوت شدن قزوين - پشهبندهاى انگليسى شهر قزوين خلوت و بىصدا و ساكت شده . درشكهها همه از كار افتاده . كافههاى ارامنه بسته شده . هوتلها رونقى ندارد . هرمغازه روزى صد تومان ، هفتاد تومان منافع مىبرد ، اغلب فروختند و رفتند . آنها كه باز است همه چرت مىزنند . پشهبندهاى انگليسها به اقسام مختلف بود ، يك قسم آنكه مال سفر بود مخروطى شكل بود ، بالاى آن از يك قسم چوب نازك بادوامى مدور و فلكى شكل دارد كه پشهبند را مستقيم و خوب نگاه مىدارد . پشهبندها را كه در اين مدت فروختند چوبها بود در حراج . اين چوبها را سمسارها خريدند . بچههاى اين شهر از اين چوبها خريده با چوب كوتاه ديگرى مىرانند و اسمش را چرخ گذاشتهاند و اين يك اسباببازى و مشغولياتى براى اطفال شده كه دست هركدام يك دانه هست ، در كوچه و خيابان جلو انداخته و دنبال آن مىدوند . گاهى مسابقه مىگذارند ، سىنفر بچه چهل نفر بچه هريكىيكى جلو انداخته و مىدوند . بعضيها شرط مىكنند از يك دروازهء شهر بيرون برده از دروازهء ديگر بياورند . درحالىكه چرخ به زمين نيفتد . بارى حكايتى است . من يك سمسار كه توى بازارچهء سعد السلطنهء مرحوم نشسته پرسيدم گفت ده هزار عدد من خريدم و گويا دانهاى پنج پول افتاد . حاليه دانهاى پنج شاهى الى سيصد دينار به بچهها مىفروشم . ببينيد چقدر اينها پشهبند فقط همراه آورده بودند كه از يك قسم عالى آنكه تور بسيار خوب بود و همه رازنهاى ما براى چارقد سر خريدند . يك نفر سمسار ده هزار چوب آن را خريده . باز از يك قسم ديگر كه براى روى تختخواب سفرى بود سههزار چوب آن را اين سمسار خريده بود . درحالىكه از سال قبل تابستان الى حال اين پشهبندها كه قدرى پاره يا مستعمل شده فروختهاند باز آنقدر باقى بوده است . آشوريها دو ثلثشان به سمت اوطان خود رفتهاند ، تتمه هم خواهند رفت ، مگر معدودى كه اينجا ملك و علاقه تحصيل نمودهاند . مجازات روزهخور در طهران مجازات سخت به روزهخور مىدهند . اگر نظامى باشد مجازات ضعيف مىشود . قمار ممنوع است حتى در خانههاى خصوصى و مفتش همهجا را تفتيش مىكند . ليكن در قزوين قمارخانهء كافهء لندن را كه بسته بود اجازه دادند باز كرد . در باب روزهخور هم كه بيشتر همان اجزاء ادارات و ژاندارم و قزاق است حكمى و اعلانى نشده