قهرمان ميرزا عين السلطنه
5973
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
جنگل رفتند . اينك شهرت دارد با عدهاى وارد تنكابون شدهاند . بصير ديوان صاحبمنصب قزاق « 1 » حاكم نظامى با چهار صد قزاق رفته اما اينها به واسطهء سد راه الموت از راه كونكول رفتند به اشكور از آنجا به تنكابون بروند . جنگليها از دريا زودتر رسيدهاند . امروز كلنل اسمايث را در خيابان ملاقات كردم ، مدتى با من صحبت كرد . خبر داشت اما نه به اين مفصلى . گفت فكرى خواهم كرد ( فرداست كه ولى آقا سر از الموت درمىآورد ) . « كردارمه » اسمعيل خان گفت امروز كاغذى كه از طهران رسيده بود مهر بزرگى داشت كه نقش آن « كردآرمهء قزاق اعليحضرت شاهنشاهى » بود . معلوم شد ديويزيون مبدل به « كردآرمه » شده است . تلگراف بىسيم قزوين انگليسها از همدان يك نفر صاحبمنصب هندى براى تلگرافخانهء نظامى قزوين به عجلهء تمام فرستادند اينجا مقيم باشد . اين اواخر انگليسها خيلى غذا و اسباب مجانا به قزاقخانهء ايران دادهاند . اسمعيل خان مىگفت به قدر صد خروار بنزين ، چندين گارى سيم خاردار مقدار زيادى سيم تلفن ، تلگراف و چراغبرق ، نيمكت ، صندلى ، تختخواب ، صندوقخانه ، بيسكويت نظامى ، مربا ، شير هرچه از اين قبيل چيزها تصور شود . ( بردن اينها هم با كرايه گزاف گويا صرفه نداشت . ) منافع كنترات رفتن انگليسها خيلى اسباب ضرر و خسارت قزوين شده . مىگويند اقلا روزى هشت الى ده هزار تومان پول نقد به ما عايد مىشد ، سواى كنتراتچيها كه مبلغها عايدى داشتند و همه صاحب ثروت و مكنت شدند . اما در اين كار كنترات بيشتر ارامنه و آشوريها داخل بودند . از همهء اين كنتراتها كنترات حملونقل فوايدش بيشتر بود ( استرام بلى ) . يونانى كه همدان مقيم بود كرورها برد . من اطلاع دارم يك سهم از چندين سهم آن را يعنى فقط از شعبهء همدان الى انزلى اوادس ارمنى شريك بود ، ماهى هشت هزار تومان آخر هرماه به او مىداد . درحالىكه يك پول هم نداده بود . شخصى يونانى از
--> ( 1 ) - سپهبد فضل اللّه زاهدى ( ا . ا . ) .